دانلود رمان تراژدیدانلود رمان جدیددانلود رمان درامدانلود رمان عاشقانه

دانلود PDF رمان ماه پیشونی

رمان ماه پیشونی به قلم هستی اسکای

در این مطلب از سایت ناول کافه، رمان ماه پیشونی به قلم هستی اسکای را آماده کردیم. برای دانلود رمان ماه پیشونی، در ادامه با سایت ناول کافه همراه شوید.

دانلود رمان ماه پیشونی
دانلود رمان ماه پیشونی

نام رمان: ماه پیشونی

نویسنده: هستی اسکای

ژانر: عاشقانه، تراژدی

تعداد صفحات: 660

خلاصه:
ایران ابطحی در گذشته قربانی تجاوز بوده. حالا ایران با تلاش خودش تونسته به موقعیت اجتماعی بالایی دست پیدا کنه. به سختی گذشته تلخش و فراموش کنه. با ورود جاوید نواب به زندگیش دوباره جرات تکیه کردن به مردی و پیدا می کنه. جاوید نواب که مردی با اخلاق خاص خودش از گذشته تلخ ایران چیزی نمیدونه ولی
اتفاق های باعث میشه گذشته ایران مخفی باقی نمونه.

پایان خوش

 

نگاهی به رمان:

ناتوان به دیوار تکیه زدم سرم و بین زانوهام و دستام زندانی کرده ام. صدای نفس زدنش تنها چیزی بود که سکوت

بینمون رو می شکست.

هنوز که هنوزه صدای عربده های مردم تو گوشم پژواک می شد. بین خورده شیشه های که روی زمین ریخته بود

قدم های هیستریک برمی داشت. زیر لب با خودش کلمات نامفهومی زمزمه می کرد. روبه روم ایستاد سرم و بلند

کردم نگاهم روی قامت بلند بالاش لغزید. نگاه دلخور و غمگینش و تاب نیوردم. با شرم چشم دزدیدم. چشم دوختم

به سیبک گلوش که ثانیه به ثانیه بالا پایین می شد. مردم بغض داشت . دلم به خاطر بغض مردانش که از سر غیرتش

بود داشت می پوکید.

مرد: چرا نمیگی اشتباه شده؟ چرا نمیگی اشتباه میکنم؟ حرف بزن بگو گلی بگو تا خودم برم بزنم تو دهن همه

اشون ، بگو دروغ تا خودم تیکه تیکه کنم کسی رو که پشت ناموس من حرف مفت زده.

جوابم تموم سوال هاش شد شکسته شدن بغضم و صدای بلند هق هق هام هرچی می گذشت امید واهیش کمرنگ و

گمرنگ تر می شد.

مرد: محض رضای خدا یه چیزی بگو گلی ، دارم تو برزخ دست و پا میزنم بگو خلاصم کن اخه بی مروت.

مهر سکوتی که به لب هام زده بودم باز نمی شد. برق امید چشم هاش کم سو کم سو تر شد انقدر که رنگ نگاهش

کدر شد. ازم فاصله گرفت. قدم هاش دیگه محکم و استوارنبود . پاهاش روی زمین کشیده می شد. لعنت به من، با

مردم چیکار کرده بودم؟!

دستش روی دستگیره در خشک شد. به در تکیه زد. صداش می لرزید. کاش ساکت می شد . کاش اینجوری با

التماس صدام نمی زد. کاش من می مردم ، کاش!!!!

مرد: گلی ؟! آخ گلی قلبم داره میترکه ، آخ گلی .

به تن بی جونم تکون دادم و ایستادم. گوشه لبم ذوق ذوق می کرد. سمت چپ صورتم به خاطره سیلی که نثارم کرده

بود بی حس شده بود.

– من ، من …

هق هق هام واشکام امان حرف زدن بهم نمی دادن.

مرد : تو چی؟ تو چی گلی؟

انگشتانم و در هم قفل کردم و سعی داشتم زبون فلج شده ام و به کار بندازم.

– من نمی خواستم این جوری بشه . قسم می خورم نمی خواستم.

مرد: خراب کردی گلی ! زندگیمون و با دستای خودت خراب کردی.

با صدای بلند باز و بسته شدن در زانو هام خم شدن و روی زمین افتادم. مردم من رو ترک کرده بود. بازی که راه

انداخته بودم دیگه تموم شده بودم . من باخته ام، سرم و روی کاشی های سرد گذاشتم . حالا تا اخر دنیا وقت داشتم

برای خودم و زندگی از دست رفتم اشک بریزم.

هومن: کات عالی بود بچه ها ، همگی خسته نباشید.

 

پیشنهادات دیگر ناول کافه:

دانلود رمان جنحه

دکلمه صوتی خیال راحت

دانلود رمان مردی میشناسم از راز.س

دانلود رمان کاغذ بی خط از تسنیم

رمان ماه پیشونی، به دلیل اختصاصی نبودن فاقد فرمت های دیگر می‌باشد و تنها به درخواست کاربران در فرمت PDF گذاشته شده است

4.1/5 - (26 امتیاز)

SPRING

فارغ التحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی

نوشته های مشابه

‫3 دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا