دانلود رمان کوئوکا از رویا قاسمی

دانلود رمان کوئوکا از رویا قاسمی
در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان کوئوکا را آمااده کردیم.برای دانلود رمان کوئوکا از رویا قاسمی در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

رمان : کوئوکا
نویسنده : رویا قاسمی
ژانر : عااشقانه
بخشی از پارت اول رمان کوئوکا :
بابا هیچ وقت قهرمان زندگی من نمی شد! اون هرگز قبول نمی کرد تا به کمپ بره! و؛ وقتی با پایِ خودش نمی رفت و به زورِ منو مامان؛ چند روزیو تو خونه اَدایِ آدم های در حال ترکو در می اورد، منو به این باور می رسوند که همه ی زندگیم، در انتظاری بیهوده برای داشتن یک قهرمان به سر بردم. من حتی راضی بودم که امیر، قهرمانِ زندگیم باشه؛ اما وقتی پاشو گذاشت جا پایِ بابا، متوجه شدم که تو خونه امون نباید دنبالِ قهرمان گشت. شایدم مشکل از خودم هست، چرا باید دنبال یک قهرمان تو خونه امون باشم، که مرد باشه؟! مگر زن ها نمی تونن قهرمان باشن؟ مامان اولین گزینه ای هست که به فکرم می رسه. اما وقتی جنس های بابا و امیرو براشون تو زیرزمین بین دبه های ترشیو قُرمه هایی که زمستون همیشه باید روی سفره امون باشن؛ جاسازی می کنه، مفهوم می شم که نمی شه به عنوان یک قهرمان بهش نگاه کرد! یا رعنا خواهرم؛ وقتی همه ی افتخارش در این هست که با سامان؛ همکارِ امیر که ماشین شاسی بلندش، هوش از سر کل دخترهای محل می بره نامزد کرده؛ من واقعا نباید دنبال هیچ قهرمانی تو خونه امون بگردم! به حتم قهرمان ها تو خونه زندگی نمی کنند؛ یا اگر می کنند خونه ی ما رو برای زندگی انتخاب نکردند.
این که من هیچ وقت پارک دوبل رو یاد نمی گیرم تا گواهی نامهامو بعد دو سال امتحان رانندگی اخذ کنم، فقط به خاطر نبودِ یه قهرمان هست! اگر که قهرمانی بود، شده با رشوه، سرگرد رحیمیو راضی می کرد تا قبولم کنه.
قبل از این که هادی بخواد منو تو کوچه ببینه، خودمو سریع به در خونه امون می رسونم هنوز چرخش دوم کلید توی قفل انجام نشده که هادی متوجه ام می شه.
-چی شد؟ بالاخره تونستی گواهیتو بگیری؟
من نمی دونم مامان برای چی باید جز به جز برنامه های منو برای شهین خانوم، همسایه امون تعریف کنه تا اونم به گوشِ پسرش هادی برسونه؟!
-به تو مربوط نمی شه!
-عاشقِ همین وحشی بودنتم به قرآن! هر وقت مثل سگ بهم می پری، کیف می کنم…
کوله ام روی شونه ام افتاده وقتی داد می زنم:
-جد و آبادتون سگن…
-یواش تر…مامانم بشنوه دیگه قبول نمی کنه بیایم خواستگاریت!

لینک دانلود به دستور ساماندهی پاک شد.
رمان های پیشنهادی دیگر :





رمان خیلی خوبی بود با قلم قوی که نویسنده داشت در بکار بردن جملات طنز قهقه زدم. اما باید بگم که تو کل رمان دنبال این بودم که جهان در به در دنبال عشق صهبا بگرده و پیداش نکنه حرصم میگرفت که همیشه صهبا خودشو برای جهان کوچیک میکرد. دلم میخواست با اون همه تحقیری که جهان میکنه صهبا دیگه اسم جهانم نیاره و تهش بهم نرسن .تا اخرش صهبا اذیت شد انگار که داشت عشق یکطرفه رو تجربه میکرد و همش باید ثابت میکرد که جهان رو دوست داره در کل منظورم اینه که حالم از مردایی مثل جهان بهم میخوره