دانلود رمان اجتماعیدانلود رمان جدیددانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه از پروانه قدیمی

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه از پروانه قدیمی

در این پست از سایت ناول کافه ، رمان قربانی یک بازی احمقانه را آماده کردیم.برای دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه از پروانه قدیمی در ادامه مطلب همراه ما باشید.

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه از پروانه قدیمی
دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه از پروانه قدیمی

رمان : قربانی یک بازی احمقانه 

نویسنده : پروانه قدیمی

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

تعداد صفخات : 207

خلاصه رمان قربانی یک بازی احمقانه :

این داستان دختر و پسری است که حادثه ای آنها را سر راه هم قرار می دهد و در ادامه آنها باید با پیامدهای این حادثه دست و پنجه نرم کنند …باید دید آنها می توانند از پس مشکلات برآیند …

 

بخشی از صفحه اول رمان قربانی یک بازی احمقانه :

فصل اول

با صدای زنگ مبایل چشمهایش را باز کرد و در تاریکی کورمال کورمال به دنبالش گشت ، بالاخره بعد از چند ثانیه موفق به قطع کردن صدا شد. قبل از اینکه دوباره به خواب برود در رختخواب خود نشست و سپس از تخت پایین آمد از جلوی آینه رد شد و نگاهی به موهای مشکی رنگ مواجش که به شکل آشفته ای در هم پیچیده بود انداخت . می توانست صدای مادرش را از طبقه پایین بشنودکه در حال صدا زدن او بود . همیشه همین کار را میکرد تا اگر ستاره خواب مانده بود بیدار شود.

وارد آشپزخانه شد و روبه مادرش سلام کرد . راحله ضمن دادن جواب سلام دخترش نگاهی به او کرد وگفت : سلام خانم خوش خواب ! عزیزم قبل از پایین اومدن یه برس به موهات می کشیدی ما سر صبحی قبض روح نشیم !

ستاره نگاه ناباوری به مادرش انداخت و گفت : إ … مامان …

راحله در حال خندیدن بود که سیروس وارد آشپزخانه شد و رو به همسرش گفت: چیکار به دختر گل بابا داری ؟ دخترم هر جوری که باشه خوشگله !

راحله با خنده گفت : سوسکه از دیوار می رفت بالا ، ایندفعه جای مامانش باباش می گفت قربون دست و پای بلوریت ! ، دختر بابا الان 22 سالشه همسن وسال های ایشون الان یه زندگی رو اداره می کنن .

وباخود فکر کرد ( او هر چه برای تربیت درست این دختر تلاش کند شوهرش با لوس کردن او آنها را به هدر می دهد .)

ستاره مثل همیشه با وسواس و حوصله در حال حاضرشدن بود. آرایش مختصری کرد ، اهل آرایش غلیظ نبود همیشه فکر می کرد بعضی از بچه ها چطور صبح زود حوصله دارند اینطور به خود برسند . با اتو موهایش را صاف کرد و کج توی صورتش ریخت ، شلوار مشکی کتان به همراه مانتو آبی رنگی که با رنگ چشمهایش همخوانی داشت پوشید و بعد از سر کردن مقنعه اش نگاهی به سرتاپایش در آینه انداخت و به خودش چشمک زد. اندام خوبی داشت و در این مانتو بهتر هم شده بود.

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان زوج فرد از صدیقه بهروان فر

دانلود رمان فقط تو بیا از پروانه قدیمی

دانلود رمان خوب نایاب من از پروانه قدیمی

دانلود رمان شعله های خاکستری از پروانه قدیمی

دانلود رمان مجازی از الینا و اسما رحمتی

3.8/5 - (14 امتیاز)

سهیل

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا