دانلود رمان اجتماعیدانلود رمان تراژدیدانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند

دانلود رمان راز یک سناریو اثر مریم موسیوند

در این مطلب از سایت ناول کافه، رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند را آماده کردیم. برای دانلود این رمان تراژدی و جذاب در ادامه مطلب با سایت ناول کافه همراه باشید.

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند
دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند

نام رمان: راز یک سناریو

نویسنده: مریم موسیوند

ژانر: عاشقانه، معمایی، تراژدی

فرمت فایل: PDF

تعداد صفحات: 770

 

خلاصه رمان:

داستان روایتگر زندگی دختری به اسم گلی‌ست که در شهر دیگری جدا از خانواده خود پرستار است.
ورق زندگی گلی زمانی برمیگردد که یک شب بالاجبار برای رساندن خود به پدر مریضش سوار ماشینی می‌شود و در تاریکی شب اسیر دست چندین متجاوز می‌شود و در همان زمان مردی به کمکش می‌آید که می‌شود ناجی و بعد می‌شود درد…
آیا درمان هم می‌شود؟

 

قسمتی از رمان:

“چرا اينجوري شد؟ چرا آخر راهم شد اينجا؟ کيو بايد مقصر بدونم؟ خدا؟ خودم؟ ديگران؟داداش که با دو کلمه
حرف رفت پی زندگی خودش و تنهام گذاشت؟ اون که با گفتن يک کلمه، معجزه، منو به اينجا کشوند؟ شايد
اگه يه کم انصاف داشته باشم اين وسط، داداش از همه بی تقصيرتر بود. اون گفت راهی که داري ميري به
هيچ جا نميرسه… هيچ جا… حتی آخرش بن بست هم نيست، که اگه بن بست باشه ميدونی حداقل به يه جايی
رسيدي و ديگه بايد وايسی يا درجا بزنی يا سرت بره تو شکمت و برگردي . داداش گفت راه من آخر نداره تا ته
زندگيمو به گند می کشه و من تا آخر عمرم سرگردونم… ولی من براي اولين بار تو روش وايسادم ، گفتم
تصميمو گرفتم و تا آخرش ميرم. حالا من اينجام و دارم تو نا کجا آبادي که داداش هشدار داده بود با شونه
هايی افتاده راه ميرم بی هدف، بی انگيزه و راه بی برگشت. تو اين يک سال از همه کشيدم… خانواده… دوست…
همکار… غريبه و آشنا. زخم زبون، قضاوت نادرست، نگاه تحقيرآميز، متلک ها تمام وجودمو به درد آورد.”
خسته از اين همه پياده روي بی مقصد روي صندلی ايستگاه اتوبوس نشست. هوا تاريک تاريک بود. باران
همچنان می باريد. از تعداد ماشينها کاسته شده بود و کمتر آدمی در خيابان ديده ميشد. می دانست الآن در خانه
ولوله اي به پاست ولی او تا تصميمی نمی گرفت، به خانه بازنمی گشت. حالا که پشتش خالی بود، حالا که
فهميد آخر راهش، جاده ي پر پيچ و خمی که انتهايش مه گرفته بود، اينجاست، حالا که معجزه اش را تحويل
داده بود و تمام رازها برملا شده بود، حالا که حکمت معجزه را فهميده بود، دلش می خواست عاقلانه تصميم
بگيرد. تصميم بگيرد چه کسی را فداي چه کسی کند.

 

مطالب پیشنهادی:

دلنوشته پاییز بی باران اثر soha moradi کاربر انجمن ناول کافه

دانلود رمان اسطوره از پگاه

دلنوشته طرح دل اثر deniz78 کاربر انجمن ناول کافه

دانلود رمان کنت مونت کریستو از الکساندر دوما (سه جلد کامل)

رمان راز یک سناریو اثر مریم موسیوند به دلیل اختصاصی نبودن فاقد فرمت های دیگر می‌باشد و تنها به درخواست کاربران در فرمت PDF گذاشته شده است.

4/5 - (355 امتیاز)

SPRING

فارغ التحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی

نوشته های مشابه

‫13 دیدگاه ها

  1. یکی از بهترین رمان هایی بود ک خوندم ، قلم نویسندش خیلی قویو گیراس و از همون اول منو جذب داستان و شخصیاتاش کرد…..من تا صفحات آخر رمانم نمی تونستم حدس بزنم آخرش چی پیش میاد و این برام خیلی جذاب بود
    💫🙃

  2. اول جا داره تشکر کنم از نویسنده محترم این کتاب که واقعا با قلم قشنگش داستان یک حقیقت جامعه رو به تصویر کشید معلومات نویسنده مشخصه که بالاس و تمامی اصطلاحات و حالات یک پرستار رو درست بیان کرده من واقعا از داستان لذت بردم و کلی هم گریه کردم آخر داستان رو اصلا نمیشه حدس زد و شاید این داستان که یه حقیقت واقعیه بین این داستان های آبکی و عشق و عاشقی های الکی واسه جوونا خوب باشه و پایانش میتونه از دیدی یک نفر بد باشه و از دیدی دیگری خوب ولی مسئله یک انتخابه و اینکه واقعا تو زندگی چی رو به چی ترجیح میدی و انتخاب میکنی

  3. یک رمان عالی عالی عالی زیبا نفس گیر.منی که سالهاس رمان میخونم بالای ۳۰۰تا رمان تو مجازی خوندم این بهترین رمانی بود ک خوندم.موضوعش نه تکراری بود نه میشد حدس زد آخر داستان چی میشه نه کلیشه های رایج دختر پسری تو رمان های آبکی رو داره.قصه پر از درس زندگیه و روابط و چالش انسانهای عادی و ملموس .هر رمانی میخونم با این مقایسه میکنمش هرچی بگم کم گفتم ..بارها خوندمش.خسته نباشید خانم موسیوند

  4. هنوزم یکی از بهترین رمان هایی هست که خوندم💜 قلم نویسنده واقعا عالی و دوست داشتنیه برام💐

  5. احتمالا پایانش رو با عجله نوشته.قصه میتونست محشر باشه من چندین روز تو سردرگمی سیر کردم.هنوزم برام طبیعی نیست

  6. واقعا انتظار نداشتم ک پایآن داستان ک ن واقعیت اینطور تموم بشه،،نویسنده هفصدو خورده ای صفحه تلاش کرده بود ک درمورد زنایی بگه ک مورد خشونت قرلر گرفته هم از طرف برادر، شوهر، موفقم بوده ولی داستان نتیجش مهمه، ک یک زنی ک این همه سختی کشیده و فداکاری کرده باید ب یک شادی درونی ک مختص یک انسان هستش برسه ولی دوباره خودشو کنار زد، ، واقعا متاسفم ک داستان اینطور تموم شد، ، بدون دوسداشتن خود و دوباره فداکاری، وکسایی مثل بزرگمهر هم باید یدرسی از زندگی میگرفت ک نویسنده بهش اشاره ای نکرده بود،،،

    1. پایان دردناک بود و شاید متفاوت از چیزی که انتظار میرفت
      ولی حقیقت و زندگی واقعی همینه
      شاید از بین هزاران نفر شخصیت تو دنیای واقعی با شرایط گلی فقط یک نفر خودش رو انتخاب کنه و بچشو کنار بذاره

    2. نمیدونم هدف واقعی نویسنده چی بوده، ولی بیاید قبول کنیم که دنیای واقعی‌ای که توش زندگی می‌کنیم اونقدر گل و بلبل نیست که همه‌ی اون‌هایی که ظلم می‌کنند و زندگی خیلی‌ها رو نابود، به پایان بد مبتلا نمیشن و یا یه آینده‌ی پر از بدبختی و فلاکت در انتظارشون نخواهد بود.
      حداقلش اینه که تو این دنیا تا دلشون بخواد عشقشونو میکنن و فارغ‌ان و شاید بعضی‌هاشون، فقط بعضی‌هاشون جلوی چشم ما تاوان کارهاشون‌رو بدن.

      اون بقیه‌ای که میمونه مطمئنم یه جایی و یه زمانی باید جواب پس بدن ولی لزوما توی این دنیا نه!!!

    1. پایان دردناک بود و شاید متفاوت از چیزی که انتظار میرفت
      ولی حقیقت و زندگی واقعی همینه
      شاید از بین هزاران نفر شخصیت تو دنیای واقعی با شرایط گلی فقط یک نفر خودش رو انتخاب کنه و بچشو کنار بذاره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا