دکلمه صوتی مجموعه لحظات آبی

دکلمه صوتی مجموعه لحظات آبی
در این مطلب از ناول کافه، دکلمه صوتی مجموعه لحظات آبی را آماده کردیم. برای خواندن متن دکلمه صوتی مجموعه لحظات آبی و همچنین دانلود فایل صوتی آن، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

⚜️نام اثر: مجموعه لحظات آبی
✍🏼نویسنده: ملیحه کرمی (کاربر انجمن ناول کافه)
🎙گویندگان: الهه دهقانی، سیدعلی
♻️مدیر تولید و ناظر کیفی: سیاوش، باران
⏳زمان: ۳ دقیقه و ۳ ثانیه
☑️ارائه شده در: انجمن ناول کافه
متن دکلمه مجموعه لحظات آبی:
می آید!
روزی می آید که تمام غصه هایت را پشت یک در بگذاری و بروی!
همیشه می گویند عبور از یک در آلزایمر می آورد یادت میرود چه میخواستی و بعد دیگر یادت نمی آید!
من هم خودخواسته سالها و روز ها به دنبال آلزایمر میگردم!
دقایق را زیر و رو میکنم. ثانیه ها را بر هم میزنم اما نیست آن در که مرا از غصه ها قافل سازد!
کم کم مثل هر بشر دیگری پیر میشوم و آلزایمر خودش می آید!
می تازد و می برد، هر آنچه را که روزی مرا خندانده یا مرا به گریه انداخته!
می آید، روزی می آید که ساکت به روبرویم خیره می شوم!
همه ی واژگان و همه ی خاطرات پاک می شوند!
آن چیز که روزی عزیز بوده هم می رود!
قطعا آن روزها تو هم به دیدارم می آیی!
تصورش اصلا سخت نیست. تک تک حرکاتت را از قبل حفظ کرده ام.
گُل را جلو رویم میگیری و به رسم عادت آرام می گویی:
_مرا می شناسی؟
و خوب یادت می آید که چه قشنگ تو را می شناختم!
پستی هایت، بلندی هایت، همه را می شناختم!
اما دیگر چیزی باقی نمانده!
دیگر هیچ چیز و هیچ چیز آزارم نمیدهد!
لمس بوی تو مرا به وجد نمی آورد!
و تو با تاثر به این می اندیشی که انسان ها مگر چطور می میرند…
همه که نباید در قبر باشند! یکی آرام آرام خودش را فراموش میکند یکی دیگر نمی خندد!
یکی هرگز چای را برای صبحانه آماده نمی کند!
یکی هرگز موهایش را شانه نمیزند یکی در اوج درد لبخند را بر لوح دلش حک نمیکند…
و آدمها بی صدا و آرام آرام میمیرند!
آرامتر از افتادن برگ به زمین آرام تر از رد شدن ابر از پهنای آسمان…
مطالب پیشنهادی:





خیلی خیلی عالی ^-^
زیبا بود