دلنوشته خزان آرزو اثر آرزو عباسی (پاییزه)

دلنوشته خزان آرزو اثر آرزو عباسی (پاییزه – کاربر انجمن ناول کافه)
در این پست دلنوشته خزان آرزو را اماده کردیم.برای دانلود دلنوشته خزان آرزو اثر آرزو عباسی (پاییزه) از سایت نال کافه در ادامه با ما همراه باشید.

دلنوشته: خزانِ آرزو
نویسنده: آرزو عباسی (پاییزه)
ویراستار: کیمیا رحیمی
ژانر: تراژدی، عاشقانه
مقدمه دلنوشته خزان آرزو:
نه میرویی، نه میخندی، همچو خشکیده یاسی در میان دفترم
نیست خواهی گشت عاقبت، این همان باشد؛ واپسین حسن از وفای روزگار!
خاطرات تبزدهام
بوی دلتنگی میدهند.
بیکسی فریاد میزند!
ابری حزین،
بیتابِ بارشِ باران
بر آسمان دلِ تنگم به گردش در آمده است…
باز نیستی و
باز باران میبارد و…
بویِ چوبِ نیمکتِ خالیِ باران خورده، در کوچهساری بیعبور آزارم میدهد…
اندوهی پیر،
بر گلویِ زخمیِ دل، چمباتمه میزند و
غصّهای بیناله، بر انحنای کویر ترک خوردۀ قلبِ بیکَسم،
چنگ میزند…
بعد از این؛ ثانیهها سنگین، و شب خسته است!
گدازه در عقربههای انتظار شعله میکشد
و من
در خاکریز خاطرات شومم غوطهورم…
دیگر نیازی به آمدنت نیست…
با تمامِ غمها دست دوستی دادهام.
***
خزان؛
اندوه ریخت، بر جامِ هستیام و
درد، سایه انداخت بر نبضِ لحظههایِ پر از ناامیدیام…
و من خسته از دردهای تکراری…
در انتظار بهاری محال،
چشم فرو بستم و شکستم!
سالهاست که با من هزاران درد،
هزاران زخم همراه است.
آه!
آخر این انزوای تلخ،
خاموشی مطلق گرفت
و من
همچون اسیری،
در امواج ناامیدی خزان،
جریان یافتم و
تن به پرستش سیاهی دادم.
بعد از این،
خود را به هر چه نیستی،
خواهم سپرد و
آرامتر از دیروز،
به خواب ابدی فرو خواهم رفت!
چرا که فصل پایانِ من آغاز شده است…
مطالب پیشنهادی دیگر :
دانلود رمان غرقاب از زهرا ارجمندنیا
دانلود رمان بعد از آن شکست از نفس موسوی
دانلود رمان راهی که ما رفتیم از زهرا دولتخواه




