دانلود رمان بغض محیا از سپیده تهرانی

دانلود رمان بغض محیا از سپیده تهرانی
در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان بغض محیا را آماده کردیم.برای دانلود رمان بغض محیا از سپیده تهرانی در ادامه مطلب همراه ما باشید.

رمان : بغض محیا
نویسنده : سپیده تهرانی
ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : –
خلاصه رمان بغض محیا :
در مورد دختری به اسم محیاست عاشق پسر عمه اش امیرعباس هستش ولی امیرعباس…
بخشی از صفحه اول رمان بغض محیا :
-محیا…
محیااااااا انگشتانم را عصبی درهم پیچیدم و از جا بلند شدم…
عصبی میشدم ازین طور صدا کردن مادر…
حتما کاري برایم داشت که اینطور پی من میگشت …
به آشپزخانه که رسیدم مادر و عمه مرجان مشغول سبزي پاك کردن بودند…
پوزخندي زدم …
نگفتم؟؟؟ مادر فقط براي کاري صدایم میکرد …
وگرنه کاري نداشت با من …
با احترام رو به روي مادر ایستادم …
– جانم مادر…
کلافه با آرنج موهایش را عقب داد و بی اینکه نگاهم کند گفت– ..
بیا اینجا کمک دختر چپیدي تو اتاق که چی ؟؟؟ مگه نمیبینی چقدر رو سرمون کار ریخته ؟؟؟؟ لبخندي زدم
-چشم مادر …
نشستم کنار مادر و عمه جان و مشغول شدم …
و فکر کردم ساحل دختر عمه ام و نگار و دریا دختر عموهایم که به قول مادر چپیده بودند داخل اتاق پس چرا آنها مشغول سبزي پاك کردن نیستند؟؟؟…
لبم را بی تفاوت کج کردم و به کارم ادامه دادم …
بی انکه اصلا حواسم به گفته هاي مادر و عمه ام باشد …
و در افکار خودم بودم که نامی که همیشه لرز به قلبم مینداخت را از دهان عمه شنیدم …
خودم را به بی تفاوتی زدم اما تمام حواسم پی عمه که نه پی امیر عباسی بود که راجع بهش صحبت میکرد…
-والا مژگان جان از تو چه پنهوون دلم زیاد به این دختره رضا نیست …
اما چه کنم امیر عباس مرغش یه پا داره ماشااﷲ…
انقدم اخلاقش چیز مرغیه که نمیشه باهاش حرف زد دو کلوم …
از طرفیم دیگه سی رو رد کرده و همینطور یه لا قبا مونده به خدا …
گفتم حالا که دلش گیره پا پیش بزاریم براي این دختره …
قلبم ایستاد …
جمله ي عمه چندین بار در مغزم اکو شد…
رمان های پیشنهادی دیگر :
دانلود رمان باج از دانیل استیل
دانلود رمان خاکستر یک احساس از پروانه قدیمی
دانلود رمان آسمان سیاه چشمانت از mahtabiii75




