دانلود رمان اجتماعیدانلود رمان جدیددانلود رمان عاشقانه
دانلود PDF رمان فردا زنده میشوم به قلم نرگس نجمی
رمان فردا زنده میشوم به قلم نرگس نجمی
در این مطلب از سایت ناول کافه، رمان فردا زنده میشوم اثر نرگس نجمی کاربر افتخاری انجمن ناول کافه را برایتان آماده کردیم. برای دانلود رمان اجتماعی و عاشقانه فردا زنده میشوم، در ادامه با سایت ناول کافه همراه شوید.

نام رمان: فردا زنده میشوم
نویسنده: نرگس نجمی (کاربر افتخاری انجمن ناول کافه)
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات: 491
خلاصه رمان:
وارد باغ بزرگ که بشید دختری رو میبینید که با موهای گندمی و چشمهای یشمی روی درخت نشسته ، خورشید دختری از جنس سادگی ، پای حرفهاش بشینید برای شما میگه که پا به زندگی بهمن میذاره . بهمن هم با هزار و یک دلیل که عشق به خورشید هیچ جایی در آن نداره با او ازدواج میکنه
اما خورشید هیچنصیبی از زندگی نداره جز رانده شدن و میره ، همراهش برید تا خودش رو بسازه، تبدیل بشه به کسی که روزی بتونه برگرده ، روزی که بتونه در مقابل تمام ظلمهای اولین مرد زندگیش بایسته و حقش رو بگیره …
پایان خوش
نگاهی به رمان:
ساعت از سه نیمه شب گذشته بود، بلیطم برای ساعت پنج صبح بود و من هنوز توان خارج شدن از اتاقی که سالهاست در آن زندانی بودم را نداشتم. ولی باید می رفتم، باید خودم را نجات می دادم. آهسته به طرف کمد رفتم و ساکی که دو روز بود آماده بود را برداشتم. حتی جرات نداشتم چراغ را روشن کنم. ساک را روی تخت گذاشتم و چادرم را روی سرم انداختم. قلبم مثل کبوتری که خودش را به درو دیوار قفس بکوبد، به دیوار سینه ام کوبیده میشد. با کمترین صدا در را باز کردم و سرم را بیرون بردم. همه جا در تاریکی محض فرو رفته بود. دستی روی شانه ام نشست. هنوز جیغ نزده بودم که دست سمیه دهانم را گرفت.
-هیس، منم خانم.
دستم را روی قلبم گذاشتم و با دست دیگرم دستش را پس زدم. با ابروهای گره خورده نگاهش کردم. حتی جرات نداشتم حرف بزنم. اگر بیدار میشد برای همیشه زندانی می شدم.





عالیههه این رمان جزو معدود رمانایی که سرش به تنش میارزه واز کلیشه های مسخره خبری درش نیست
الان ساعت ۵ صبحه از دیشب دارم میخونم
میخوام فقط بگمممم خداااااااااااا لعنتتتتتتتتتتتتتت بهمن
هیچ انسانی اسیر کنیه نشه
خدا مرگگگگگگتتتتتت بده بهمن
الهی بمیری کور شدم انقدر گریه کردم