دانلود رمان سوگلی سال های پیری

رمان سوگلی سال های پیری اثر دل آرا دشت بهشت و چیکسای
در این مطلب از سایت ناول کافه، رمان سوگلی سال های پیری را برای همراهان عزیز آماده کردیم. برای دانلود رمان سوگلی سال های پیری به قلم دل آرا دشت بهشت و چیکسای، در ادامه با سایت ناول کافه همراه شوید.

نام رمان: سوگلی سال های پیری
نویسندگان: دل آرا دشت بهشت و چیکسای
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات: ۱۴۶
خلاصهای از رمان:
حورا دانشجوی فوق لیسانس فیزیک، برخلاف میل باطنیش، مجبور به ازدواج با دوست برادرش، آقای طاهر مفاخری میشود.حورا دچار سردرگمی هایی در پذیرش طاهر به عنوان همسر میشود. در این بین با خانم مسنی آشنا میشود که شنیدن شرح حال زندگی آن زن، دیدگاههای جدیدی نسبت به زندگی زناشویی به این تازه عروس میدهد…پایان خوش
نگاهی به رمان:
چشمامو گرد کردم و به صورت مامان زل زدم و با صدای بلند گفتم:
– ن… می…. خوام. همه اش سه بخشه. می فهمید مادرِ من؟ دارم فارسی حرف میزنم.
مامان با حرص گفت:
-آخه چرا؟ تو یک دلیل منطقی بیار. ما هم می گیم چشم.
کلافه پوفی کردم:
– بعد از این همه حرف زدن و دلیل آوردن٬ هنوز میگین لیلی زنه یا مرد؟
مامان دست هاشو به کمرش زد:
-والا٬ تو فقط یک دلیل آوردی که من و بابات قبول نکردیم چون غیر منطقی بود. پسر مردم چه عیبی داره؟ خوش قد و بالا نیست که هست. تحصیل کرده نیست که هست. خانواده دار نیست که هست. پولدار نیست که هست. از همه مهمتر با این ادا اصولهای تو چند ماهه که پا پس نکشیده.
لب هامو جلو دادم و گفتم:
– اینو یادتون رفت بگید پیر نیست که هست.
صدای عصبیش رو ول کرد:
– سی و هفت سال کجاش پیره؟ والا تو هم همچین دختر بچه نیستی! بیست و چهار سالته.
باز هم کلافه پوف کردم:
– همش سیزده سال اختلاف سنِ ناقابل! …. اون هم چه عدد نحسی.
مامان دست هاشو توی هوا تکون داد:
– لا اله الا ا… از دست دلیلهای بی منطق این دختره.
قری به گردنم دادم:
– در هر صورت دوست ندارم که اختلاف سنیم با شوهرم زیاد باشه. شما که نمی خوای باهاش زندگی کنی! من باید با عقاید عهد قجریش کنار بیام.
مامان با چشم های درشت شده گفت:
– یکی ندونه فکر می کنه اون از زمان ناصرالدین شاه اومده تو رو بگیره. سیزده سال اختلاف سن که زیاد نیست. من از بابات یازده سال کوچکترم تو برای دو سال ناقابل داری ادا درمیاری.
با ابروهای بالا رفته گفتم:
– زمان شما فرق می کرد مادر من، الان قرن اتمه و اینترنت. اختلاف فکری بین نسل ها خیلی زیاد شده. الان فاصله پنج ساله بین خواهرو برادرها از نظر اختلاف فکری یک قرن حساب میشه. مامان با عصبانیت غرید:
– همین اینترنت و فِس توکه که شما ها رو بدبخت کرده. قبلنا یکی میومد خواستگاری، دختره وقتی پدر و مادرش تایید میکردن می گفت چشم. حالا همه دوست دارن اول عاشق بشن. شوهراشون کلاس های بدن سازی رفته باشه و هزار تا بهانه و کوفت و زهر مار دیگه.
از اینکه مامان فیس بوکو اشتباهی گفته بود پخی زدم زیر خنده.
پیشنهادهای ما به شما:
دانلود رمان در چشم من طلوع کن از اعظم طیاری
دانلود رمان سنگ قلب مغرور از asiyeh69




