دانلود رمان دو سال خونین

دانلود رمان دو سال خونین
در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان دو سال خونین را از Daniall (کاربر انجمن ناول کافه) آماده کردیم.برای دانلود رمان دو سال خونین در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

نام رمان: دو سال خونین
نام نویسنده: Daniall کاربر انجمن ناول کافه
ژانر: درام / تخیلی
تعداد صفحات: 130
خلاصه رمان دو سال خونین:
ما خون آشام هستیم.
اصیل و جاودانه ایم.
قدرتمندیم.
میتونیم به دنیا حکومت کنیم.
ما قدرت داریم، چیزی که مردم بیشتر از هر چیز دیگری تشنه و نیازمندش هستن.
اینها خوبیهای خون آشام بودن است.
اما بدی خون آشام بودن این است که کل طیبعت با ما دشمن اند.
مقدمه رمان دو سال خونین :
شاید فکرکنید که کینه باعث نابودی میشه
شاید فکر کنید که بدبیاری میاره.
خیلیا نمیتونن کینهی چندین و چند
سالشون رو کنار بزارن و تا انتقام نگیرن؛
کینه شون که از بین نمیره هیچ!
روز به روز هم بیشتر میشه و کینه ای تر میشن.
ولی در بعضی مواقع، در بعضی شرایط، در بعضی از داستان ها و قصه ها، کینه با ارزش ترین چیزیه که میتونه وجود داشته باشه!
بخشی از رمان دو سال خونین:
کلید رو انداختم و وارد خونه شدم. خونه ی خودم، خونه ای که من بودم و من. تنها صدایی که توش شنیده میشد صدای قلبم بود. از این همه سکوت توی خونم لذت میبردم. قبل از اینکه به خونه برسم،
سردرد بدی داشتم که تنها دلیلش نفوذ ذهنی مامانم بود تا ببینه من کجام و چی کار میکنم ولی من زرنگ تر از این حرفا بودم و تمام تمرکزم رو میذاشتم روی ذهنم تا کسی بهش نفوذ نکنه. توی این 170 سال زندگیم کسی جز مامانم جرات نفوذ به ذهنم رونکرده که تا حالا چیزیم دستگیرش نشده. کساییم که میخواستن نفوذ کنن توی فرصت مناسب فرستادمشون قاطی حوریا. 170 سالم بود ولی تو فرم 22 سالگیم مونده بودم و هیچ تغییری نمیکردم فقط سنم زیاد میشد و ظاهرم همونه. توی همهی طول زندگیم دخترای زیادی دورم بودن.
مخصوصا الان که فقط منتظر یه نگاه گذرا هستن. تنها استفادم از دخترا کنترل ذهنشون و خوردن خونشون بود با اینکه خیلیم اهل استفاده از نفوذ ذهنی نبودم و دوست داشتم قربانی هام رو زجر کش کنم. ولی بعضیاشون خون بدمزه ای داشتن و معلوم نبود که قبلش چی کشیده بودن که منم بعد از کشتنشون تا 2 ساعت گیج میشدم.
تو دانشگاهم زیاد دور و برم بودن که فکر کنم هفت هشت تایی رو با فرو کردن دندون نیشای تیز و سفیدم توی گردنشون که هر خون خواری ارزوی داشتنشون رو داشت، فرستادم اون دنیا که هر غلطی خواستن همونجا بکنن. بگذریم از اخلاقم که بدجور روی مخ دخترای دانشگاه بود.
رمان های پیشنهادی دیگر :
دانلود رمان نفسی برای نفس کشیدن





عالی بود