دانلود رمان مجازی از الینا و اسما رحمتی

دانلود رمان مجازی از الینا و اسما رحمتی
در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان مجازی را آماده کردیم.برای دانلود رمان مجازی از الینا و اسما رحمتی در ادامه مطلب همراه ما باشید.

رمان : مجازی
نویسنده : الینا و اسما رحمتی
ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان مجازی :
شخصــیت اصــلی پســر، مســـیـحِ
یه دختـرم داریم به اسـم دلارام … دلارام ما یه دخـتر خیلی آرومه که طی یک رو کم کنی مجبـوره که به صورت مزاحمی به یه شـماره ی رُندی زنگ بزنـه
از غذا اون شماره هم شماره ی مسیــــــحه ک بعد با اتفاقاتی ک میفته …
بخشی از صفحه اول رمان مجازی :
از زبون مسیـــح
رو تخت دراز کشیده بودم و آرش و کیان روبه روم رو کاناپه لم داده بودن
کیـان:مسیـح ،امشب مهمونیه هسـتی؟
من:نه امشـب قراره آقای مجیـدے رو ببینم!
کیان:همون آهنگسازه؟؟
آرش :آره دیــگهـ
کیـان :آرش تو که دیگ میای ؟
آرش:نیازی هس منم بیام مسیح ؟؟
من:نه خودم کارارو ردیف میکنم تو برو،منتها مواظب باشا دوباره حوصله این خبرنگارارو با حاشیه سازیشون ندارم ،گاف ندی!!
آرش با خنده گف :خیالت تخت داداش پس من برم یکم استراحت کنم تا شب فلن
کیان:فلن
بدونه اینکه منتظر جوابی از من باشه از اتاق زد بیرون ،میدونست معموال جواب نمیدمـ،چشمام رویه هم افتاد که با صدایه کیان باز شد:مسـیح
کپیدی؟
من:گمشو بیرون کیان خستم
کیان:حال داریا کجا برم؟؟ بعد از چن لحظه خودشو پرت کرد جفتم…با بیخیالی چشمامو بستم عادتش بود بیشتر مواقع پیش من میخوابید
از زبون دالرام:
صبح با صدای مامان ک اروم نوازشم میکرد بیدارشدم و ب مامی صبح بخیر گفتم پاشدم رفتم توcwوبعد از انجام عملیات اومدم بیرون موهامو
کنار بستم ک چون مقنعم کوتاه بود از زیر مقنعه میومد بیرون مانتو و شلوارفُرممو هم پوشیدم
رمان های پیشنهادی دیگر :
دانلود رمان بغض محیا از سپیده تهرانی
دانلود رمان باج از دانیل استیل
دانلود رمان خاکستر یک احساس از پروانه قدیمی





توروخدا تو یه چتل تلگرامی جایی رمان عشق مجازی رو بزارید دیگه هیچجا پیدا نمیشه😭😭😭😭خواهش میکنم