دانلود رمان از دل آتش از پری 63

دانلود رمان از دل آتش از پری 63
در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان عاشقانه از دل آتش را آماده کردیم.برای دانلود رمان از دل آتش از پری 63 در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

نام رمان : از دل آتش
نویسنده : پری63
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی
تعداد صفحات : 246
خلاصه رمان از دل آتش :
رمان از دل آتش بیان تغییرات اساسی در زندگی یک دختر از دنیای نوجوانی به دنیای بزرگسالی است.دختری که شیطنت و بازیگوشی جزیی از زندگی اوست..
تینا با ورود به دانشگاه با آدم های مختلف و عوالم متفاوت آدم ها روبرو می شود و دل به عشقی می سپارد که او را در آزمون های مختلفی می آزماید.. هر آزمونی سبب رشد شخصیتی او شده و در نهایت از تینا انسانی منطقی و عاقل به وجود می آورد.
بخشی از صفحه اول رمان از دل آتش :
“تينا چي شد پس؟”
“صبر كن ، بالا بياد ، بهت ميگم”
مامان با ليوان بزرگ آب پرتقال اومد توي اتاقم. بهش نگاه كردم. با خودم فكر كردم خودش بيشتر از من به محتويات اون ليوان احتياج داره. من كه نگراني و استرس نداشتم. اين مامان بود كه از صبح تا حالا ده بار آب قند خورده بود و توي پذيرايي در حالي كه روي زمين دراز كشيده بود پاهاشو گذاشته بود بل تا خون به مغزش برسه و از حالت استرس در بياد.
نيمه ي دوم شهريور ماه بود.
من هم مثل همه ي دانش آموزهاي پيش دانشگاهي، منتظر اعلام نتايج سازمان سنجش بودم. البته نه نگران بودم ، نه دلشوره اذيتم مي كرد. از قبول شدنم مطمئن بودم و به رشته ي انتخابيم افتخار مي كردم. تنها نگراني من از واكنش مامان بعد از فهميدن موضوعي بود كه من و بابا مثل يك راز ازش مخفي كرده بوديم.
من بدون اينكه به مامان چيزي بگم توي رشته علوم انساني كنكور دادم و براي انتخاب رشته هم فقط روانشناسي دانشگاه هاي تهران رو زدم. شك نداشتم كه قبول مي شم اما مامان هم مسئله ي كوچكي نبود كه بخوام نديده بگيرمش.
مامان نسرين من كه تك فرزند و نور چشم مامان و باباش بود، از دوران نوجواني دلش مي خواسته دندونپزشك بشه. اما بعد از آشنا شدن با بابا توي يك مراسم عروسي ، يك دل نه صد دل عاشق هم ميشن و با هم ازدواج مي كنن. اين اتفاق درست زماني ميفته كه مادر سال آخر دبيرستان بود و بايد اون سال در آزمون كنكور شركت مي كرد .
مامان به گفته ي خودش دختر درس خون و باهوشي بوده. اما پدر عشق بسوزه كه وقتي مياد سراغ آدم دودمانتو به باد مي ده و باعث ميشه كه يكي مثل مامان نسرين من قيد درس و كنكور و آرزوهاي قشنگ رو بزنه و بره دنبال دلش.
خلاصه بعد از ازدواج هم به فاصله ي كمي صاحب دو تا بچه ميشن كه اوليش ميشه داداش تيام نازنينم كه الان توي كشور آلمان داره مهندسي پزشكي مي خونه ، و دوميش هم ميشه من يعني تينا خانوم گل كه دارم مثل بيد برسر ايمانم مي لرزم كه چطوري مامانو قانع كنم كه بابا دل منم دله، خشت گل نيست. من هم حق دارم دنبال دلم راه بيفتم و رشته اي رو بخونم كه دلم مي خواد. من چه گناهي كردم كه بايد بشم تجسم آرزوهاي برباد رفته ي مامان؟
رمان های پیشهادی دیگر :
دانلود رمان همش یک حادثه بود از Monika
دانلود رمان ترانه هستی من از یاسی





چه اسم قشنگی فک داستانش شبیه بر باد رفته باشه منتها با عقلانیت بیشتر