دانلود رمان جدیددانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان روز سی و دوم اسفند از سارا دادفر

دانلود رمان روز سی و دوم اسفند از سارا دادفر

در این مطلب از ناول کافه ، رمان روز سی و دوم اسفند را آماده کردیم.برای دانلود رمان روز سی و دوم اسفند از سارا دادفر در ادامه مطال با ما همراه باشید.

دانلود رمان روز سی و دوم اسفند از سارا دادفر
دانلود رمان روز سی و دوم اسفند از سارا دادفر

رمان : روز سی و دوم اسفند

نویسنده : سارا دادفر

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : 288

خلاصه رمان روز سی و دوم اسفند :

نگار مادر تنهایی است که سعی می کند چهار فرزندش را خوب تربیت کند و آن ها را خوشحال نگه دارد ولی در این مسیر به موانع زیادی بر می خورد؛از طرف دیگر مشکلاتی که در گذشته داشته،او را تبدیل به انسانی با اعتماد به نفس پایین کرده است

 

بخشی از صفحه اول رمان روز سی و دوم اسفند :

– ما…مان! کمک…شلـ….وارم….

از نفس می افتد و با شلوار آویزان زیر زانویش مثل پنگوئن ها از اتاق بیرون می آید.عینکم را روی میز می گذارم و به سمتش می روم.به ران های تپلش نگاه می کنم و مقابلش زانو می زنم:

– امروز تو مهد چیپس نخوری ها،برات میوه و آجیل گذاشتم.

کمر شلوارش را می گیرم و بالا می کشم.دست های گوشتی اش را دور گردنم حلقه می کند و محبت پر بزاقی (!) رو گونه ام می نشاند.لبخند می زنم.چشم هایش برقی دارند که امید هر روزم برای بیدار شدن است.

بالاخره شلوارش را مرتب می کنم و دکمه اش را می بندم.پیشانی اش را می بوسم و از جایم بلند می شوم:

– برو کیفتو آماده کن.

روی صندلی کنار اُپن می نشینم و با زدن عینکم به بررسی نقشه های آماده مشغول می شوم.

ماهک از اتاقش بیرون می آید و آدامس درون دهانش را باد می کند.اخم می کنم.آدامسش در صورتش می ترکد و به بینی اش می چسبد.می خندد:

– مامان باز از اون نگاها کردی ترکید ها!

نقشه ها را جمع می کنم و بدون این که نگاهش کنم می گویم:

– اون آدامسو از دهنت دربیار.بار دیگه که از مدرسه ات بهم زنگ بزنن می گم من وقت ندارم و بهتره اخراجت کنن.

به سمتم می دود و از گردنم آویزان می شود.چشم های فندقی اش را درشت می کند و ملتمسانه می گوید:

– مـــامان؟

برجستگی های جدید دخترانه اش نگرانم می کند.دست هایش را از دور گردنم باز می کنم و از او دور می شوم:

– چیزی می خوای درست وایسا بگو.دیگه بزرگ شدی.

به اتاقم می روم.دنبالم می آید:

– چشم.بچه ها فردا می خوان برن پارک لاله.همه شون هستن.می شه منم برم؟

نفس عمیقی می کشم و بین مانتوهایم دنبال لباس مناسبی می گردم:

– من فردا وقت ندارم باهات بیام.

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان عشق پر زده از فاتینا روحی

دانلود رمان دو روی زندگی از سمیه ف.ح

دانلود رمان سراب از Y*A*S

دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی

4.1/5 - (11 امتیاز)

سهیل

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. رمان روز سی و دوم اسفند خیلی جالب بود ولی من آخرش نفهمیدم که کجای داستان دقیقا به روز سی ودوم اسفند مربوط بود😊

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا