تبلیغات در ناول کافه کانال ستارگان رمان انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
انجمن رمان نویسی خرید تلویزیون از بانه
خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی
دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی

دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی

دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان معمایی و عاشقانه یادش تازیانه میزند را آماده کردیم.برای دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی

دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی

رمان : یادش تازیانه میزند

نویسنده : ساتیا سلطانی

ژانر : معمایی ، عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۲۴

خلاصه رمان یادش تازیانه میزند :

دختری از جنس بی تفاوتی، بی صدایی و پوچی ، اسیر دست یک مرد، مردی که نمی داند چطور و چگونه او را در سرزمینی غیراز سرزمین مادریش نگه داشته است!
تلاشی برای یافتن گذشته دارد،تلاشی برای یافتن هویت پنهاش و خانواده ای که هیچ وقت دیداری با آنها نداشته است، دخترک تنها و بی پناه و با یک دنیا سوال در ذهن مشوشش پا به سرزمین مادری میگذارد ، خانواده اش را می بیند اما یک چیز این میان هنوز برایش نامفهوم است
می خوانیم قصه ی هستی را تا بدانیم این راز سر به مهر او را به کجا می کشاند!

 

بخشی از صفحه اول رمان یادش تازیانه میزند :

“فصل اول ”
پرده ضخیم اتاقمو پس می زنم، داره میره بیرون، در ماشینو براش باز می کنن، با همون غرور همیشگی خم میشه و همزمان سیگارو از روی لبش برمی داره و زیر پا له می کنه، مثل همه ی دورو بری هاش که مثل یه تیکه آشغال بهشون نگاه میکنه!
صورتم که از دیدن اون جلاد جمع شده بود حالا با رفتنش باز میشه و یک خنده کم جون گوشه لبم میشینه وغرور به چهره م برمیگرده.

دلم می خواد همیشه همین شکلی باشم، ولی وقتی اون هست بیشتر شبیه یه مرده متحرکم!
با صلابت قدم برمی دارم، عمه خانم همیشه روی راه رفتنم حساس بود، سری می چرخونم از خدمه خبری نیست! روی نرده های چوبی حکاکی شده دست میکشم و پله های دایره وار رو با طمانینه رد میکنم.
چهره همیشه عبوسو گرفته م و نوع رفتارم بی شباهت به یک زن پخته و دنیا دیده ی تنفر زده نیست! اما من ۱۶سال بیشتر ندارم.

۱۶ سال … آه از نهادم بیرون می یاد، به نظرم تا مرز مرگ خیلی مونده، خیلی زیاد…هنوز برای مردن زیادی کم دارم.
صدامو صاف میکنمو صنمو صدام میزنم:
صنم، صنم کجایی؟

دست پاچه جلو می یاد.
بله خانوم، جانم امری بود؟
صبحونه آماده ست ؟
خیلی وقت آماده ست، بفرمائید تا براتون چایی بریزم.
ممنون.

توی سالن دنبال پاپی می گردم.
چشم هامو تنگ می کنم، شبیه یه ببر زخمی می شم اینطور وقتا، در عین زیبایی، وحشتناکو نفرت انگیز، فریاد می کشم.
صنم با صورت گرگرفته جلوترمیاد.
چیزی شده خانوم؟
پاپی کجاست؟
آب دهنشو به زور قورت می ده، با لکنت به حرف می یاد:
آقا…. آقا دستور دادن ببریمش بیرون خونه.
بهتون هشدار داده بودم کسی حق نداره بهش دست بزنه، گفته بودم یا نه؟
صدای فریادم توی سالن مرمری خونه می پیچه، از اینکه با زیر دستام اینطوری برخورد کنم بیزارم، وقتی غمو ترسو تو چشماشون می بینم ازخودم بدم می یاد، ولی من تقصیری ندارم اون بی همه چیز حتی تنها دلخوشیمو هم ازم گرفته!
دوباره صدام تو سالن می پیچه:
الان کجاست؟

تو حیاط،کنار جکی.
چی؟ اونو بردین کنار اون وحشی؟!

حالم دیگه دست خودم نیست، روانی شدم انگار! اینطور وقتا حتی از همون جکی هم وحشی ترمیشم.
عروسک بیچاره م گوشه قفس اون وحشی کز کرده و خرناسای اونو تحمل میکنه، بدون توجه به فریاد های تورج می رم سمت قفسشو درشو بی هوا باز میکنم،

اون کثافت وحشی بیرون می یادو به سمتم حمله میکنه، آموزش دیده ولی با این حال انگار که نفرتو ازچشمام می خونه برای ترسوندمم که شده جلو می یادو پارس وحشتناکی میکنه و با دندوناش فشاری هم روی مچ دستم میاره زیاد نیست، ولی به هر حال دردو ترسو باهم داره.

چشمامو با کرختی باز میکنم، این دکتر عوضی باز بالای سرم نشسته و عمیق نگاهم میکنه.

هستی جان بهتری؟

رمان های پیشنهادی برای کاربران ناول کافه :

دانلود رمان شب یلدا از ساناز زینعلی

دانلود رمان پاییز من از زهرا حشم فیروز

دانلود رمان خودت باش از آریانا امینی

دانلود رمان در حسرت دیدار تو آواره‌ ام از نادیا عثمانی

3.7/5 - (9 امتیاز)
برای این مطلب ( دانلود رمان یادش تازیانه میزند از ساتیا سلطانی ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. واقعا یا شوخی بود؟ هزار صفحه درهم و با فلش بک های زیاد و بی نظم خوندیم که آخرش دلیل هیچکدوم از کارا مشخص نباشه؟؟؟!!! چرا هستی رو بردن خارج؟ چرا؟!!! جریان ازدواج مادر هستی رو چرا نگفت؟ خیلی ناقص بود! بیشتر رمان، از بالا و پایین شدن ضربان قلبها نوشته بود….


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.