رمان های پرطرفدار ایرانی به درخواست کاربران

در این مطلب رمان های پرطرفدار ایرانی به درخواست کاربران را برای معرفی آماده کردیم. برای دیدن توضیحات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

رمان های پرطرفدار ایرانی :
نکته : لیست رمان های پرطرفدار زیر با توجه به درخواست کاربران ناول کافه ایجاد شده است و صرفا جهت معرفی می باشد.
نام : رمان اسطوره (دانلود رمان اسطوره از پگاه)
نویسنده : P*E*G*A*H
ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان اسطوره : داستان رمان اسطوره درباره دختری دانشجو به نام شاداب است که در حال تحصیل در ترم سه رشته مهندسی عمران در دانشگاه تهران است. وضعیت مالی خانواده شاداب ضعیف است و برای گذران زندگی مجبور می شود در کنار تحصیل به دنبال کاری نیمه وقت بگردد. تبسم دوست شاداب اون رو برای کار به یک شرکت تبلیغاتی معرفی میکنه که رئیس این شرکت مردی به نام دیاکو است که شاداب اون رو از قبل میشناخته و به دلیل یک اتفاق عاشق اون بوده در حالی که دیاکو از این موضوع بی خبر بوده است.
نام : رمان تب
نویسنده : p*e*g*a*h
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی
خلاصه رمان تب : زندگی سه فرد را بیان می کند البرز،پارسا و صدف .دختر و پسری که در پرورشگاه زندگی کرده و بعدها مسیر زندگی شان به یکدیگر گره ی کور می خورد و پسر دیگری که به دلیل مشکلاتش با آن ها همراه می شود. زندگی ای پر از فراز و نشیب و در این میان عشقی شیرین!
نام : این مرد امشب میمیرد
نویسنده : زینب ایلخانی
ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان این مرد امشب میمیرد : يلدا دخترى سركش كه با عمه اش زندگى ميكند ،طى حادثه اى باز داشت مي شود و اتهام سنگينى در پرونده اش رقم ميخورد ناجى او به طور معجزه آسايى وارد زندگى اش ميشود و پرده از وقايع اصلى گذشته اين دختر برداشته ميشود، معين نامدار ! مردى از جنس خشم و تعصب ، با روح و زندگى اش در مى آميزد و روايتى نو رقم ميخورد…
نام : رمان افسونگر
نویسنده : هما پور اصفهانی
ژانر : عاشقانه ، هیجانی
خلاصه رمان افسونگر : تائیس افسونگری بود که با افسون خود اسکندر را وادار کرد پرسپولیس را به آتش بکشد و من افسونگری هستم که روح را به آتش می کشم یکی پس از دیگری افسون نخواست افسونگر باشد ؛ افسونگرش کردند.
داستان درباره دختری به نام افسون است که برادری بد جنس دارد که خیلی افسون رو اذیت میکنه،اما یه روزی با پسری به نام دنیل آشنا میشه و عاشق هم میشن اما بخاطر برادر افسون قضیه رو علنی نمیکنن و افسون میره پیشه دنیل زندگی میکنه تا اینکه…
نام : رمان تقاص
نویسنده : هما پور اصفهانی
ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان تقاص : سالها پیش … وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت … شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود … اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد … باید تقاص پس بدهیم … هم من هم تو … تقاص گناهی که نکردیم …
نام : رمان قرار نبود
نويسنده: هما پور اصفهانی
ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان قرار نبود : داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دو سال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکوره . مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش( عزیزجون) زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده .ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)به خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا، به همین خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه،…
نام : رمان طلایه
نویسنده : نگاه عدل پرور
ژانر : عاشقانه ، همخونه ای
خلاصه رمان طلایه : داستان درباره ی دختری است به اسم طلایه با اصلیت اهوازی که ساکن اصفهان است.روزی طلایه که از قضا خانواده ای متدین و مذهبی دارد به تولد دوستش دعوت شده و باکلی خواهش و التماس رضایت مادرش را مبنی بر رفتنش به جشن جلب می کند اما بعداز شرکت در جشن متوجه جو ناسالم آنجا شده و تصمیم به ترک مهمانی میگیرد که وقتیموضوع را با دوستش درمیان میگذارد فریبا مانع از رفتن او شده و او را تا نیمه شب نگه می دارد.بالاخره با کلی خواهش فریبا رضایت میدهد طلایه را همراه یکی از پسرها به نام اشکان کهاو هم حال طبیعی نداشته راهی خانه کند.
در راه بازگشت اشکان طلایه را به ویلایی در آننزدیکی می برد ، طلایه که انتظار چنین چیزی را نداشته از شدت ترس بیهوش میشود و وقتیبهوش میاد درد عجیبی در بدن خود حس می کند و خود را داخل ویلا میبیند.از چیزی که ممکن است برایش بوجود آمده باشد به شدت میترسد و از ویلا فرار کردهو به سختی خود را به خانه میرساند.بعد از آن شب او که گمان میکرده حجب و حیای خود را از دست داده از ترس آبرو همه ی خواستگارانش را که همگی شیفته ی زیبایی او می شدند با هزار بهانه رد کرده تا اینکه…
نام : رمان همخونه
نویسنده : مریم ریاحی
ژانر : عاشقانه ، همخونه ای
خلاصه رمان همخونه : دختری به اسم یلدا که به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکنه.بچه های اون مرد(حاج رضا) خارج از کشور هستن بجز پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره و اونم تصمیم داره از ایران بره…
خلاصه اینکه حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا میخواد که با همین پسر کوچیکه(که تابحال یک بارم یلدا رو ندیده)که اسمش شهابه ازدواج کنه و به مدت شش ماه با هم تو یه خونه زندگی کنن.اخلاق شهاب هم از اون جوریاست که نمیشه با یه من عسل نگاشون کرد.مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشن.در این بین اتفاقاتی میفته و حرفهائی زده میشه و روزهائی میگذره که شرحش رو باید خودتون بخونین…
نام : رمان مهمان زندگی
نویسنده : فرشته ملک زاده
ژانر : عاشقانه ، همخونه ایی ، دانشگاهی ، کلکلی
خلاصه رمان مهنان زندگی : سایه دختری مهربان و جذاب پر از غرور و لجبازی است .وجودش سرشار از عشق به خانواده است ،خانواده ای که ناخواسته با یک تصمیم اشتباه در گذشته همه آینده او را دستخوش تغییر میکنند … پایان خوش
نام : تو هنوز اینجایی
نویسنده : مهسا نجف زاده
ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان تو هنوز اینجایی : دختری برای این که پدرش رو از ورشکستگی نجات دهد با پدر شوهر آینده اش قرار میذاره که اگه اون طلب پدرش رو پرداخت کنه در عوض اون با پسرش که به دختره علاقه داره ازدواج کنه ولی دختره هیچ حسی به پسره نداره.
نام : رمان تقلب
نویسنده : f javid
ژانر : عاشقانه ، طنز
خلاصه رمان تقلب : در مورد دختر شاد و سرزنده ای به اسم نادیا هست که همه نانادی صداش میکنن و خدای تقلبه. کل چهار سال دبیرستان رو با تقلب به انتها رسونده و دریای راههای تقلبه و انقدر حرفه ای که تا به حال سابقه تقلب گرفتنه ازش رو هیچ بنی بشری به چشم ندیده اما از بد روزگار بالاخره دستش برا یه نفر رو میشه و این سراغاز یه تنفر عمیق و شاید در انتها عشقی بزرگ و پر از تجربه های ریز و درشتی که بالاخره ببینیم نقلب توانگر کند مرد را یا نکند!
نام : رمان دلواپس توام
نویسنده: VANIA.b
ژانر : طنز ، همخونه ای ، کلکلی ، عاشقانه
خلاصه رمان دلواپس توام : درباره دختريه که بعد از ازدواج خواهرش،يه مشکلاتي براش پيش مياد که مجبورميشه بره و توخونه دامادشون براي مدتي زندگي کنه…
تو اونجا اتفاقي براش پيش ميوفته که اصلا فکرشم نميتونسته بکنه…زندگي بيخيالو روحيه سرخوشش توي اون عمارت دچار تغيير ميشه…
نام : رمان انتخاب دوم
نویسنده : VANIA.b
ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان انتخاب دوم : داستان درمورد يک انتخابه…يک انتخاب که اولويت اول نيست،و خيلي سخته براي کسي که تمام دنياتو بافکر به اون ساختي اولويت دوم باشي…انتخاب جايگزين باشي.
نام : رمان دژکوب
نویسنده : مدیا خانم
ژانر : انتقامی ، عاشقانه
خلاصه رمان دژکوب : بهراد ، مرد زخم دیده ایست که فقط به حرمت یک قسم آتش انتقام را روز به روز در سینه بیشتر و فروزان تر میکند.. سرنوشت او را تا لبه ی پرتگاهی پیش میبرد که در آن سوی آن چیزی جز تاریکی نیست..
بی آنکه بداند این بار تاریکی همان روشنایی صبح زندگی اش بوده که حالا جای به شب داده..پایان خوش
نام : رمان خشت و آینه
نویسنده : بهاره حسنی
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی ، همخونه ای
خلاصه رمان خشت و آینه : پسری که از خارج میاد تا یه دختر شیطون و غیر قابل کنترل رو تربیت کنه…این کار واقعا متفاوت خواهد بود. شخصیتها و نوع داستان متفاوت خواهند بود. در این کار شخصیت اولی خواهیم داشت که پر از اشتباه است. پر از ندانم کاری. پر از خامی و بی تجربگی.
می خواهیم که با هم و در کنار شما به یک پختگی و ثبات شخصیتی در او برسیم. یک بلوغ ذهنی. شخصیت متزلزل و کوچک داستان ما، در انتها پخته و با ثبات و آرام خواهد شد. کسی که با همه کس و همه چیز سر ناسازگاری و عناد دارد، در انتها بالغ و فهیم می شود. حالت باری به هر جهت بودن او رشد خواهد کرد و تبدیل به کسی خواهد شد که برای اهدافش تلاش خواهد کرد.
در این داستان عشق هم خواهیم داشت. عشق و علاقه هایی متفاوت. عشقی پاک. عشقی که خود رشد می کند و می رویاند. عشقی که ورای نیاز های پیش پا افتاده و زمین گیر است. عشق ناپاک هم خواهیم داشت. چیزی که در نهایت محکوم به فناست. چون که از همان ابتدا هم نبوده است. نمی توان چیزی که نیست را هست کرد…
نام : رمان تقابل
نویسنده : الف کلانتری
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی
خلاصه رمان تقابل : داوود با قدم هایی خسته و دلی شکسته، به دنبال راهی برای التیام دردی ست که به جانش افتاد.قصه ی غصه هایش از او مرد سرسختی ساخت که با دنیا هم سر جنگ داشت و این بین، به ازای سوختن عزیزترینش؛ عزیزترین دیگری را سوزاند به شعله ی انتقام…
نام : رمان روشنایی مثل آیدین
نویسنده :shazde koochool
ژانر : عاشقانه ، اجباری
خلاصه روشنایی مثل آیدین : درباره ی دختری به نام دنیا هس که از بچگی با پسر خاله اش میثاق به شدت مچ بوده و در ادامه میثاق با دختری به نام فریبا می خواد ازدواج کنه و دنیا هم با پسر عموی فریبا نامزد می شه. اما طی قراری که بابابزرگ فریبا و پسر عموش می زارن فریبا و پسر عموش با هم عقد می کنن تا به ثروت برسن. به سر میثاق می زنه و می گه که خالا که این پسر عشق من را گرفته من هم به نامزدش دنیا رحم نمی کنم.
دنیا با کمال بی رحمی مورد تعرض میثاق قرار می گیره و بعد می فهمه که بارداره و مجبور می شه باهاش عروسی کنه. میثاق به شدت پشیمونه و می خواد دل دنیا را به دست بیاره اما دنیا باهاش راه نمی اد و برای ادامه تحصیل می ره سوئد. داستان پر فراز و فرودی هس که نثر زیبایی داره و به دل می نشینه
نام : کنت نعنایی
نویسنده : مریم مولایی
ژانر : عاشقانه ، انتقامی
خلاصه رمان کنت نعنایی : شایدنگاه اولت که پرغروربودمرابه دام انداخت،
یاشایدنگاه عاشقانه ات مراازخودبیخودکرد،فقط می دانم!من اسیرچشمان سیاه توشدم.تو چه؟مرادوست داری؟یافقط بازیچه ایی برای هوسهایت هستم.یاشایدهم این آدمیان هستن که نمی گذارن این من عاشق به تویی معشوق برسم . نمی دانم’ولی توبمان من لطیفم،شکننده ام کمکم کن. نگذار بازی هایی این زمانه مراتامرزنابودی ببرندواحساساتم رابه آتش بکشن
نام : رمان جایی نرو
نویسنده : معصومه آبی
ژانر : اجتماعی
خلاصه رمان جایی نرو : یک زن، یک مرد، دو شخصیت متضاد ، دو زندگی متضاد…
وقتی کنار هم قرار بگیرن، چی پیش میاد؟!گاهی زندگی بازی هایی با آدم میکنه که غیرقابلِ پیش بینیِه کیانمهر و ترانه ، برنده ی این بازی میشن یا بازنده؟!میتونن جای نداشتنهای هم رو پر کنن؟!
نام : رمان در امتداد باران
نویسنده : سارا
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی
خلاصه رمان در امتداد باران : وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان با خواندن صفحه اول شوکه میشود … این رمان برداشتی آزاد است از یک اتفاق واقعی…
نام : رمانازدواج اجباری
نویسنده : sara bala
ژانر : ازدواج اجباری
خلاصه رمان ازدواج اجباری : داستان درباره ی دختری به اسم بهار هستش که یه روز موقع برگشت از مدرسه متوجه ماشین ناشناسی جلوی در خ و نه شون میشه که ….
نام : رمان اگر چه اجبار بود
نویسنده : الهام . ح
ژانر : اجباری ، عاشقانه ، همخونه ایی
خلاصه رمان اگر چه اجبار بود : همه چیز برای من یک بازی بود.. یک بازی تلخ و اجباری..اصلاً نمیدونستم با این بازی چی به سر خودم و اون بیچاره میاد..فقط برام آبروی بابام مهم بود..اما اون بیچاره..!! تقصیری نداشت.. مجبور بودم در برابر نگاه های سرد و پرسشگرانش فقط سرمو بندازم پایین و سهم اون فقط سکوت بود..سکوت…!!
دختری زجر کشیده…بی گناه مجازات میشود و در این مجازات پسری را هم با خود شریک میکند…نمیخواهد..اما برای حفظ آبروی پدرش مجبور میشود..همه چیز اجبار است…!
نام : رمان یغمای بهار
نویسنده : الف کلانتری
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی
خلاصه رمان یغمای بهار : دلارای ایلیاتی با فرار از بند اسارت، خود را به بهشت شانه های مردی رساند که خان بود و سیبی ممنوعه…
نظر شما در مورد رمان های پرطرفدار ایرانی چیست؟
رمان های پرطرفدار ایرانی با توجه به تعداد درخواست کاربران لیست شده است
همچنین مطلب زیر هم توصیه می شود:





٧خط
آبنبات چوبي
ارباب سالار
آس دل
اسطوره
آغوش سرخ
الهه بانو
اين مرد امشب ميميرد
با سقوط دستهاي ما
بانوي قصه
بلو
به من بگو ليلي
پوكر
چشمهايت از وانيا
دلواپس توام
دوهمراز
شاهكار
عبور از غبار
عشوه گر
لانه ويراني
موميايي
هبوط
رمان حرارت تنت رو خوندین؟
من تقریبا همه ی این رمان هایی که اسم برده شده رو خوندم و تنها رمانی که باهاش خیلی گریه کردم و تا مدت ها منو تو فکر می برد رمان تقاص بود و یه رمان خیلی قدیمی که فکر کنم اسمش آرام بود
سلام من دنبال اسم رمانی میگردم ک دختره از شوهرش جدا میشه به خاطر اینکه شوهرش خیلی خیلی غیرتی ازش یک دختر هم داره اما اینقدر تلاش میکنه پسره تا دوباره باهم ازدواج میکنن
سلام
ببخشید فایل کامل رمان تیمارستانی ها رو چجوری میتونم پیدا کنم؟
خیلی رمان خوندم ولی رمانایی که تو ذهن میمونن و قشنگن و معرفی میکنم:)
رمان گناهکار اسطوره فوق العاده ان تا یه مدت تو خلع سیو میکنی:)
و اشرافی شیطون طنزترین رمانیه که خوندم
ازدواج اجباری و به سبک اجبارم اجباری و قشنگن:)
از خوندنشون پشیمون نمیشید قول میدم:)♥
بدترین رمانایی که خوندم:/
دلبر کوچک پیشنهاد میکنم اصلا سمتش نرین:/
کابوس شب هایم اینم خط بکشین دورش:/
سلام. اسم این رمان رو میخواستم. اسم دختره هنگامه است بعد یک پاش از یک پا دیگه اش کوچیکتره، میرند خونه یکی از فامیل هاشون عاشق پسر فامیلشون میشه
سلام
اسم رمان “احساس من معلول نیست”
سلام دوستان ،
من مدت زیادی هستش که رمان میخونم و خب با گذشت زمان و قلم های بسیار عالی که خوندم به شدت سخت گیر شدم تقریبا تو ۵ الی ۶ صفحه اول میتونم بفهمم چی میشه ولی خب هنوز علاقه زیادی به رمان خوندن دارم
از نظرات خیلی از دوستان در رابطه با پیشنهاد های خوبشون استفاده کردم
و الان هم واقعا ممنون میشم اگه تعدادی رمان خوب بهم معرفی کنین
من خودم این رمان هارو خیلی دوست دارم
زندگی سیگاری.(جلد دوم)انتقام آبی
کلاهداران
قرار نبود
همدم
اگر چه اجبار بود
دختر بد پسر بدتر
التهاب درون
من تقریبا سه ساله رمان میخونم..
و معمولا طرفدار سبک عاشقانه اجتماعی و راز آلود و روانشناسیم
بهترین رمان هایی که خوندم و هچنین قلم پخته ای داشتن:
عابر بی سایه
آشور(نکات روانشناسی خوبی داره)
قرار نبود
جدال پرتمنا
زندگی سیگاری و فصل دومش انتقام آبی
توسکا
پانتومیم
من عاشقم یا تو
عطر جنون
این مرد امشب میمیرد
آبنبات چوبی
دانشجویی:
در همسایگی گودزیلا
کلاهداران
معشوقه فراری استاد (و فصل دومش معشوقه جاسوس)
ترسناک و رازآلود:
محله ممنوعه1و2
ویلای وحشت
طنز:
عروس سفارشی
اگه گفتی من کیم
اشرافی شیطون بلا(سر این به شخصه انقدر خندیدم که دل و رودم بهم پیچید)
دانشجوهای شیطون
کلاهداران(به شدت پیشنهادی)
روانشناسی:
پارنویا(حتما بخونین جالبه و عاشقانه)
طالع دریا(آنلاینه داخل تلگرام)
آشور
…..
همه ی رمانای بالا هرکدوم یه بخش عاشقانه هم داشت
…..
خودم به شخصه قلم خانم پوراصفهانی ،زینب ایلخانی و مرجان فریدی رو میپسندم
اسم رمان دلم آغوشت را میخواهد هس.
نقطه سر خط
من خودم این رمان هارو خیلی دوست دارم
زندگی سیگاری.(جلد دوم)انتقام آبی
کلاهداران
قرار نبود
همدم
اگر چه اجبار بود
دختر بد پسر بدتر
التهاب درون
ي رمان بود كه دوتا خواهر بودن يكي ناراحتي قلبي داشت و مجبور ميشه با ي مردي ازدواج كنه ك اخر سر عاشق اون مرده ميشه
اسم رمان دلم آغوشت را میخواهد هس.
سلام اون رمانه که دو تا خواهر بودن بعد یکیشون میمره و خواهر دیگه خواهرزادشو نگه می داره چی بود؟
سلام.. فک کنم منظورت بانوی قصه باشه
ناجی بود ؟
رمان منجی شیطان خیلی قشنگه با سجاده و صلیب
سلام اسم یک رمان را میخوام یک رمان که داستانش اینه یک دختر قبلا با دوست داداشش دوست بوده ولی از همدیگه جدا میشن و بعد از اون میره خارج پیش دایی نادرش و اونجا با پسر داییش که استاد دانشگاه اون بوده عاشق هم میشن و ازدواج میکنن وقتی که حامله میشه پسر داییش دفتر خاطرات دختر را پیدا میکنه و بخاطر دوستیش با دوست داداشش طلاقش میده و نمیدونسته که حاملس
یه سری رمان بهتون معرفی می کنم که واقعا فوق العاده اس از دست ندینش:
جایی که قلب انجاست(یه رمان طنز خیلی و زیبا بهترین رمانیه که خوندم)
رمان همکارم میشی(خیلی باحاله. طنزه)
چکاوک (واقعا عالیه دم نویسنده اش گرم/طنز)
بن بست (توصیه می کنم حتما بخونیدش)
آس دل (خیلی قشنگه)
مهر و موم شده با عشق(یه رمان طولانی ولی عاشقانه )
تا تلاقی خطوطی موازی(خیلی سبکشو دوست دارم)
غیر ممکن(اینم یه رمانه طنزه )
اینا از بهترین رمان هاییه که خوندم همشو چندبار خوندم از بس قشنگ نوشتنش.
من تکرا نمی شوم
یار سست وفا
اینا هم خیلی قشنگن..
یه سری رمان بهتون معرفی می کنم که واقعا فوق العاده اس:
جایی که قلب انجاست(یه رمان طنز خیلی و زیبا بهترین رمانیه که خوندم)
رمان همکارم میشی(خیلی باحاله. طنزه)
چکاوک (واقعا عالیه دم نویسنده اش گرم/طنز)
بن بست (توصیه می کنم حتما بخونیدش)
آس دل (خیلی قشنگه)
مهر و موم شده با عشق(یه رمان طولانی ولی عاشقانه )
تا تلاقی خطوطی موازی(خیلی سبکشو دوست دارم)
غیر ممکن(اینم یه رمانه طنزه )
اینا از بهترین رمان هاییه که خوندم همشو چندبار خوندم از بس قشنگ نوشتنش.
من تکرا نمی شوم
یار سست وفا
اینا هم خیلی قشنگن..
سلام کسی اسم این رمان رو میدونه؟
دختره وکیل بود و نامزدش برادر دختره رو کشته بود دختره هم ميخواست بیگناهی نامزدش رو ثابت کنه .
همسر قبلی دختره هم انگار دادستان بود فکر کنم
رمان خط به خط تا تو از نرگس نجمی
رمان قشنگ و جالبیه
سلام کسی اسم این رمان رو میدونه؟
دختره وکیل بود و نامزدش برادر دختره رو کشته بود دختره هم ميخواست بیگناهی نامزدش رو ثابت کنه .
همسر قبلی دختره هم انگار دادستان بود فکر کنم
سلام دوستان من دنبال یک رمان هستم که یک دختری که رفته خارج پیش دایی نادرش و عاشق پسر داییش میشه با همدیگه ازدواج میکنن اما پسره دفتر خاطرات دختره پیدا میکنه و متوجه میشه کسی تو زندگیش بوده و طلاقش میده و دختره حامله بوده اما چیزی نمیگه و به دور از چشم بقیه بچه را به دنیا میاره
سلام دنبال یه رمانم که چند سال پیش خوندم دختره تو تصادف مادر شو از دست میده بعد از چند سال پدرش دوباره ازدواج میکنه دختره عاشق پسر زن باباش که اسمش سپهر میشه دختر و پسره هر دوتا پزشکن پسره تومور مغزی داره و میمیره دختره هم بعد از یه مدت که تو بیمارستان روانی هست خودکشی میکنه
سلام دوستان من دنبتل یک مرمان هستم که یک دختری که رفته خارج پیش دایی نادرش عاشق پسر داییش میشه با همدیگه ازدواج میکنن اما پسره دفتر خاطرات دختره پیدا میکنه و متوجه میشه کسی تو زندگیش بوده و طلاقش میده و دختره حامله بوده اما چیزی نمیگه و به دور از چشم بقیه بچه را به دنیا میاره
بعد از مدت ها رمان نخوندن گفتم بیام به پیشنهاد بقیه دوستان و از رمان هایی که بیشتر تعریف شده یک رمان انتخاب کنم بخونم اکثرا را یا خونده بودم یا اقلا یکی دو کار از نویسنده اش را دنبال کرده بودم سبکشون دستم بود. اسم امشب این مرد میمیرد را دیدم گفتم خب پس همین میخونم 🙂 فقط دویست صفحه تونستم بخونم از هزار و سیصد صفحه و بعدش پاکش کردم و واقعا سوالم اینه که چرا :)))) به نظرم یکسری از دوستان به جای تخلیه افکارشون در غالب داستان پیش روانشناس برند و مشکلاتشون را حل کنند واقعا یک نویسنده میتونه در چه لولی باشه که شخصیت زن داستانش را انقدر خوار و ذلیل کنه و کتک زدن مرد و به طبع کتک خوردن زن را انقد طبیعی جلوه بده و یک عده هم تازه به خاطرش به به و چه چه کنند و کتاب به بقیه معرفی کنند واقعا این خانه از پای بست ویران است 🙂 اینکه داستان رمان ها متفاوت باشه توی داستانی زد و خورد باشه توی داستانی کاراکتر زن داستان ضعیف باشه کاملا طبیعی بالاخره هر اثری یک داستانی روایت میکنه اما مثلا اگر یک فیلمی همچین صحنه ها و کاراکترهایی داشته باشه پیغامی با خودش داره یک چیزی میخواد بگه که این خوب نیست اینجوری نباشید اما تو این داستانا تخیلی که واقعا حیف اسم تخیلی هم روش گذاشت یک مسئله کاملا عادی جلوه اش میدند :)))
این رمان بسیار عالیه بهتر بود تا اخر میخوندین
سلام من یه رمان خوندم ولی خب اسمش رو یادم نیست ممنون می شم کمکم کنید:
یه دختر هستش که بر اثر یه تصادف مادرش رو از دست میده و خودش هم فلج میشه و ویلچری میشه و پسر هستش که زیاد از شخصیتش یادم نیست فقط میدونم که این دختر خانم یک شب خواب میبینه که داره به یه نفر کمک میکنه «همون پسره» و اونوداره از تو اتیش نجات میده و فکر کنم پسره هم با برادرش یه ویلا اگه اشتباه نکنم تو شمال اجاره می کنن که اتفاقا اون ویلا مال همون دخنره و پدرش هست که اخر رمان دختره میره خارج و عمل میشه و دوباره سر پا میشه و با اون پسره ازدواج میکنه
لطفا اگه میشه بگید اسم رمانش رو
ممنون
اسمش مرد یخی هست
سلام من دنبال اسم یه رمان هستم که زنی به اسم ترانه و شوهرش مهران که قمار بازه و سر ترانه قمار میکنه و اونو طلاقش میده یه دختر ۳ ساله هم دارن به اسم سوگل کسی میدونه اسم رمانش چیه؟؟؟
اسمش زیر خوابه توی تلگرام هم هست
سلام من یه رمان خوندم دختره عاشق دوست برادرش بود اما خانواده اش که مذهبی بودن اون و به زور میدن به پسر خاله اش و شب عروسی پسر خاله اش میفهمه اون دختر نیست و همون شب عروس و برمیگردونه خونه ی پدرش. میشه اسم رمان و بهم بگید
سلام
من یه سری رمان بهتون معرفی میکنم که تقرببا چند سال پیش خوندم و از این رمان های جدید اسمی رو نمیدونم
ولی بشدت قشنگن
رمان طلایه
افسونگر
تقاص
تمنا برای نفس کشیدن
مومیایی
اسطوره
خوب بودن دوست داشتد بخونید حتما
سلام من رمان اشرافزاده ی شیطون بلا رو به شدت پیشنهاد میکنم چون این رمان سراسر طنزه و شاید حدود بیست صحفه عاشقانه باشه حتما بخونیدش عالیه
این رماناهم خیلی قشنگن
بانوی قصه
اسطوره
قرار نبود . توسکا . جدال پر تمنا و روزای بارونی که اثر خانم پور اصفهانی هستن و داستاناشون به هم مرطبت میشه
گناهکار
این مرد امشب می میرد
کی گفته من شیطونم «طنز»
تب داغ گناه «جلد یک و دو »
واحد وبرویی
سفر به دیار عشق «با این که طولانیه ولی خیلی قشنگه»
در همسایگی گودزیلا یی که بار اول دومشونه رمان میخونن»
با من قدم بزن «برای کسا
و رمان هایی که پیشنهاد میکنم اصلا نخونید
اگر چه اجبار بود :خیلی مسخره و آبکیه
دلواپس توام :دختره اصلا فازش معلوم نبود
اگه گفتی من کی هستم : خیلی چرته انگار نویسنده 12 سالشه
ی رمان اسم دختر نقش اول ترنج هستش عاشق دوست داداشش میشه اما اون پسره ترنج رو ب بدترین شکل از خودش می رونه و…
یک بار نگاهم کن
جلد دومش وبار دیگر عشق
اسمش برایم از عشق بگوعه عزیزم
اسمش برایم از عشق بگوعه عزیزم
رمانهای خانم نیلوفر قائمی فر معرکه والبته به گفته خودشون که آسیب شناس اجتماعی هستن هم از واقعیت گرفته شده حتما بخونید عالیه
اگه رمان طنز میخاین اشرافی شیطون بلا عااالیهههه
رمانهای:
اسطوره
خشت و آینه
طلاهای این شهر اررانند
بانوی قصه
بن بست۱۷
زهر تاوان
دون جوانی
سفر به دیار عشق
کبوتر
مومیایی
آسمان دیشب آسمان امشب
ناگفته ها
خواب زده
دژکوب
فروشی نیست
هیچوقت دیر نیست
دلواپس توام
چشمها
به من بگو لیلی
عالین✔✔✔بخونین پشیمون نمیشین💕💕
سلام دوستان خیلی رمان هایی هستن عالین بهتون پیشنهاد میکنم این رمانها رو بخونید
اسطوره
عابر بی سایه
برای من بمون برای من بخون
پیوند اجباری
دختر پولدار و پسر خودخواه
شیطنت های دخترانه
معشوقه فراری استاد
جاسوس استاد «جلد دوم معشوقه فراری استاد»
جدال پر تمنا
ساختمان دو واحده
حتما بخونید پشیمون نمیشید
سلام من دنبال یه رمانی میگردم که چن سال پیش خوندم اسم دختررو یادم نیس ولی اسم مسره محمود بود دختره میش مادربزرگش زندگی مکرد پسره بخاطر درسش میره خارج مادر بزرگ دختره میمیره دختترو بزور شوهرش میدن به مرد سن بالا از مشهد که اسمش فک کنم سید مرتضی بود مننون میشیم اگه کسی میدونه معرفی کنه اسمشو♡♡♡
سلام من دنبال یه رماتی میگشتم که چن سال میش خوندم اسم دختره رو یادم نیس ولی اسم پسره محمود بود دختره کناره مادربزرگش زندگی میکرد اینا عاشق هم میشن پسره بخاطر درسش میره خارج مادر بزرگ دختره میمیره دختررو بزور شوهرش میدن یه مرد سن بالا اسمش سید مرتضی بود فک کنم ممنون میشم اسمشو اگه کسی میدونه بگه
اسم این رمان با بهار هست فوق العاده زیبا و دلنشنیه
سلام من دنبال یه رمان میگردم که اسمشو اصلا یادم نمیاد فقط یادمه که راجع به این بود که یه شب همه آدمها میمیرند و فقط یه تعدادی زنده میمونن و شخصیت اصلی یه دختری بود که بعدش دنبال آدمای دیگه میگشت
شروع از پایان
رمان مرگنواز هرچی گشتم پیدا نکردم کسی هست لینکشو بذاره؟
و اینکه سایت رو حتما باید با فیلتر شکن باز کنم چند وقته..!!!!!!!چکار کنم درست شه
سلام
در حال حل مشکل و رفع فیلتر هستیم
رمان مرگنواز هرچی گشتم پیدا نکردم کسی هست لینکشو بذاره؟
و اینکه سایت رو حتما باید با فیلتر شکن باز کنم چند وقته..!!!!!!!چکار کنم درست شه
رمان مرگنواز هرچی گشتم پیدا نکردم کسی هست لینکشو بذاره؟
سلام من دنبال اسم یه رمانی میگردم که اسم دختره آناشید بود مهندس کشاورزی میخوند اگه اشتباه نکنم بعد میره تو یه خونه شروع میکنه پرستاری کردن و همزمان کارم میکنه
آناشید نه اناهید😂😂
اسم رمانش “باورم کن” هست
اسمش اناهید بود رمانه باورم کن
رمان باورم کن
من چند وقته که شروع کردم به خوندن رمان های مجازی . ازین لیست بیشترشو خوندم که اکثرا خوب بودن. رمان هایی که خودم دوست داشتم :
تقابل
بانوی قصه
قرار نبود
جدال پرتمنا
توسکا
اسطوره
تب
زیتون
طلایه
رمان های چاپی هم
بهانه ای برای ماندن
دالان بهشت
شاید زعفرانیه
پنجره
تاوان عشق
بازگشت به خوشبختی
من چند وقته که شروع کردم به خوندن رمان های مجازی . ازین لیست بیشترشو خوندم که اکثرا خوب بودن. رمان هایی که خودم دوست داشتم :
تقابل
بانوی قصه
قرار نبود
جدال پرتمنا
توسکا
اسطوره
تب
زیتون
طلایه
رمان های چاپی هم
بهانه ای برای ماندن
دالان بهشت
شاید زعفرانیه
پنجره
تاوان عشق
بازگشت به خوشبختی
سلام من یه رمانی خوندم ک اسم دختره دینا بود و با چند تا از دوستاش با پسرا دوست میشدن و بعد ک پسره عاشقشون شد ازش حدا میشدن تا انتقام بگیرن اسم پسرم احسان بود میشه اگه کسی میدونه اسمشو بگه خیلی مهمه
سلام من یه رمان خوندم که اسم دختره دینا بود و با چند تا از دوستاش با پسرا دوست میشدن و بعد از اینکه پسره عاشقشون شد ولش میکردن(البتع اگه درست گفته باشم) اسم پسرم احسان بود میشع اگه اسمشو میدونین بگین خیلییی مهمه
سلام ببخشید من یه رمان قبلا خوندم والان اسمش رو یادم نیست.که دختره متهم میشه به کشتن خواهرش فک میکنم که اسمش ترانه بوده و از خونه بیرونش میکنن و بعدها متوجه میشن که اشتباه میکردن حالا همه دنبالشن .فک میکنم اسم پسره رو ممنون میشم بگه
بغض ترانه ام مشو
رمان دیار عشق رو چک کن
سفر به دیار عشق
سفر به دیار عشق
اگ بخوام چن تا رمان قشنگی ک خوندم رو معرفی کنم:
با سقوط دستهای ما
اقای هنرپیشه
بی برگشت
رقص مرگ
عابر بی سایه
اینارو بخونید قول میدم پشیمون نشید
سفر به دیار عشق
من از بچگی ب رمان علاقه داشتم و زیاد خوندم ولی از یه جایی به بعد دیگه هیچ رمانی باب میلم نبود بخاطر همین چند سال رمانای تکراری خوندم.و کامنتاتونو ک میخوندم نمیدونستم بخندم یا گریه کنم
تو لیست خیلیاتون رمان هایی مثل اگ گفتی من کیم و گناهکار و رمانای خانم پور اصفهانی بودن
من رمان اگه گفتی من کیم و از بس تو نظراتون دیدم تصمیم گرفتم بخونم.میخواستم کلمو بکوبونم ب دیوار
ناموسا؟؟!!؟زورو بازیه؟!!؟یکم فک کنید بهش خداوکیلی.از سر لجبازی ب خواستگارتون جواب مثبت بدین بعد تو سفر مجردیتون بزنین کلی پسر لت و پار کنین بعد ی زورو با نقاب بیاد نجاتتون بده بعد ببوستتون
کاملا مشخصه ک نویسنده احتمالا ی دختر ۱۴ یا ۱۵ ساله بوده و مخاطبایی ک استقبال کردن ازش هم همینطور
رمان گناهکارم ک پر بود از اغراق.ینی انقد ک پسررو جذاب نشون داد تو رمان انگار از یوزارسیفم بهتر بود خانومام ک کاملاااا سست عنصر نشون داد
تو نود درصد رمانام یا ننه یا بابای دختررو میکشن ک دختر قصه ی ما راحت بتونه ب کاراش برسه
تو رمانای انتقامیم وقتی پسره میخواد از دختر خانواده انتقام بگیره تو صد در صد مواقع عاشقش میشه
کلا اگ بخوام صحبت کنم از رمانای مجازی پر از اغراق و کلیشه خودش یه رمان میشه
دقیقا من ک باهاتون موافقم😳میشه لطفا چندتا از بهترینایی ک خوندینُ معرفی کنین
سلام من رمانی خونده بودم ک دختره پدروبرادرش پلیس بودن و ب همین خاطر زندگی محدودی داشت و خودش هم عاشق یک پلیس رده بالا میشه ک پسره ی زن معتاد داره برادر دختره هم عاشق ی خلافکاره کسی اسم رمان رو میدونه؟ اگ آره لطفا بگین❤
رمان آنچه گذشت
تا تباهی
تا تباهی
تمام نظرات رو خوندم بیشتر رمان ها رو خوندم به نظرم رمان هایی ارام رضایی هم خوبن مخصوصا هیچکی مثل تو نبود بیش از پنج بار خوندمش رمان تلافی و اما عشق .. رمان های خانم پور اصفهانی همچنین رمان لیلی فرهاد هم بسیار عالیه
سلام من یه رمانی قبلا خوندم که اسمش یادم نیست میشه کمکم کنید؟
دختره قلبش مشکل داره طوری که دبیرستانم نصفه ول کرده بعد میره پیش داداشش که خونه جدا داره چند صباحی اونجا عاشق دوست داداشش که فک کنم اسمش شهاب میشه و بعد میره پیوند قلب میکنه
چشم هایت
سلام دوستان چند سال پیش رمانی در مورد دو خواهر دو قلو خوندم که یکی از اونها توی ی روستا معلم بوده و اونیکی هم فک کنم خارج بوده . اونکه معلمه وقتی داره میمیره تو بیمارستان به خواهرش میگه که به اون روستائه برگرده ممنون میشم کمک کنید
سلام رمان عشق ارباب هست
سلام دنبال یه رمانم که دختره. و پسره فامیل هستن که عاشق هم میشن بعد اسمشون رو یادم نیست بعد یه پسر عمو دیگ بود فکر کنم که اسمش سیامک بود دختر رو میخواست بعد طی،اتفاقاتی این دو تا از هم جدا میشن و پسره میره خارج و روز عروسی دختره با سیامک برمیگرده و وقتی میفهمن از دست دوست دختره بازی خوردن پسره خودکشی میکنه و دختره تو راه بیمارستان تصادف سیامک خواهش میکنم واسه آخرین بار همو ببینن و همون طور مصدوم همو میبینن و جفتمون میمیرن سیامک هم دیوونه میشه و یک مدت میبرنش دیوونه خونه خواهش خواهش خواهش هرکس اسم رمان رو میدونه بگه
منم رمان های زیادی خوندم و البته خودم هم مینویسم و چند تا تموم کرده دارم
به نظر من بهترین رمان هایی که خوندم
اگه گفتی من کیم
کی گفته شیطونم
گناهکار
عشق به توان شیش
دلواپس توام
غرور سنگی
دختری که من باشم
همکارم میشی(من عاشق رمانشم)
پانیک
سرگرد راتین
دلیار
یک اسمس
ازدواج اجباری
انتخاب دوم
همسایه من
قرار نبود
توسکا
اسطوره
اشرافی شیطون بلا
کبریت بی خطر
غم و عشق
عشق و ثروت
پرستار دوستداشتنی من
همسر اجباری
شهربازی
پرستش
ابنبات چوبی
افسونگر
دانشگاه دختران شیطون
پرنسس
سفر به دیار عشق
تاوان خواهیم داد اما با عشق
شوکا عروس جنگل
گرگ هایی به نام مرد (واقعیته)
ترنم
نیما
همه ی اینا عالین که گفتم
سلام من یه رمان مشابه خوندم که اسم دختره رها و اسم پسره سپهر بود اینا فامیل و عاشق هم بودن ولی به هم نمی گفتن تا اینکه یه روز خانواده سپهر رو به ورشکستگی میره و پسره مجبور میشه با دوست رها ازدواج کنه بعد یه روز که میرن مسافرت موقع برگشت ماشن سپهر می افته داخل دره و میمیره رها هم وقتی میفهمه سپهر عاشقش بوده سر قبر سپهر خودکشی میکنن
اسم این رمان عشق و تقدیره حالا نمیدونم این رمان مد نظر شما بوده یا نه؟
مثلث عشقی
سلام من یک رمان خوندم درباره دختری که برادرناتنیش دوسش داره پسره اسمشون حامی وپناه فکر کنم لطفا کسی میدونه اسمشو
واقعيتش منم قبلا همچين رماني با همچين مضموني خوندم كه اسمش ” عشق عسلي “بود اما از اسم شخصيت هاي رمان چيزي يادم نيست
واقعيتش من قبلا همچين رماني با همچين مضموني خوندم كه اسمش ” عشق عسلي ” بود اما اسم شخصيت هاي رمان يادم نيست
و تمام میشود
سلام من یه رمان خوندم که دختره مادرشو توی تصادف از دست میده و بعدا پدرش زن میگیره که زنه پسری داشت ک خارج بود و بعد از ازدواج مادرش برمیگرده و با دختره اشنامیشن هم دختره و هم پسره دکتر بودن و در ابتدا با هم سر لج داشتن ولی کم کم بهم علاقه مند میشن و پسره فک کنم تومور مغزی داشت و تو عروسیش میمیره و بعد از مدت ها دختره هم روانی میشه و خودکشی میکنه کسی اسمشو میدونه؟
کسی نمیدونه اسمشو؟
رمان رقص مرگه
رمانهای خانم نیلوفر قائمی فر معرکه والبته به گفته خودشون که آسیب شناس اجتماعی هستن هم از واقعیت گرفته شده حتما بخونید عالیه
من دوتا رمان به صورت کتاب چند سال پیش خوندم که تو ذهنم مونده ممنون میشم اگه کسی اسمشون رو میدونه جواب بده
یکی راجب یه دختر بود که پدرو مادرش رو از دست داده بود و با عموش زندگی میکرد اسم دختره هلنا بود و یک بار که تنها بود دزد به خونه میاد و دزده عاشق این دختره میشه پایانشم غمگین بود
و دومی راجب یک دختر پرورشگاهی بود که پسر آقایی که به فرزندی قبولش میکنه عاشقش میشه و بدون اطلاع پدر با پسره ازدواج میکنه. اگه کسی اسمشون رو میدونه لطفا بنویسه
رمان رقص مرگ
سلام من دنبال یه رمانی میگردم که اسم دختره مهشید بوده و اسم پسره میلاد که میلاد لال بوده و توی شرکت مهشید کار میکرده و عاشق مهشید بوده آخرشم دختره هم عاشق پسره میشه و باهم ازدواج میکنن
وای منم چند ساله دنبال این رمانم ولی اسمش یادم نمیاد.
پسره تو یه تصادف صداشو از دست داده بود،دخترم انگار رئیس شرکت بود.پسره موقع حرف زدن همیشه اول با زبان اشاره قربون صدقه دختره میرفت(چون میدونست دختره زبان اشاره بلد نیست)بعدش حرف اصلیشو رو کاغذ مینوشت…دختره هم از کنجکاوی رفت زبان اشاره یاد گرفت…
سلام من دنبال یه رمان میگردم که درباره دو خواهر دوقلو هستش ک یکی ازون ها ک بیماری قلبی هم داره مجبور میشه با نامزد خواهرش ازدواج کنه و فقط میدونم اسم پسره حامی پارساست اگه خوندینش میشه اسمشو بگید
رمان کیارا