دانلود رمان جدید

رمان های پرطرفدار ایرانی به درخواست کاربران

در این مطلب رمان های پرطرفدار ایرانی به درخواست کاربران را برای معرفی آماده کردیم. برای دیدن توضیحات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

رمان های پرطرفدار ایرانی
رمان های پرطرفدار ایرانی

رمان های پرطرفدار ایرانی :

نکته : لیست رمان های پرطرفدار زیر با توجه به درخواست کاربران ناول کافه ایجاد شده است و صرفا جهت معرفی می باشد.

 

نام : رمان اسطوره (دانلود رمان اسطوره از پگاه)

نویسنده : P*E*G*A*H

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان اسطوره : داستان رمان اسطوره درباره دختری دانشجو به نام شاداب است که در حال تحصیل در ترم سه رشته مهندسی عمران در دانشگاه تهران است. وضعیت مالی خانواده شاداب ضعیف است و برای گذران زندگی مجبور می شود در کنار تحصیل به دنبال کاری نیمه وقت بگردد. تبسم دوست شاداب اون رو برای کار به یک شرکت تبلیغاتی معرفی میکنه که رئیس این شرکت مردی به نام دیاکو است که شاداب اون رو از قبل میشناخته و به دلیل یک اتفاق عاشق اون بوده در حالی که دیاکو از این موضوع بی خبر بوده است.

 

نام : رمان تب

نویسنده : p*e*g*a*h

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

خلاصه رمان تب : زندگی سه فرد را بیان می کند البرز،پارسا و صدف .دختر و پسری که در پرورشگاه زندگی کرده و بعدها مسیر زندگی شان به یکدیگر گره ی کور می خورد و پسر دیگری که به دلیل مشکلاتش با آن ها همراه می شود. زندگی ای پر از فراز و نشیب و در این میان عشقی شیرین!

 

نام : این مرد امشب میمیرد

نویسنده : زینب ایلخانی

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان این مرد امشب میمیرد : يلدا دخترى سركش كه با عمه اش زندگى ميكند ،طى حادثه اى باز داشت مي شود و اتهام سنگينى در پرونده اش رقم ميخورد ناجى او به طور معجزه آسايى وارد زندگى اش ميشود و پرده از وقايع اصلى گذشته اين دختر برداشته ميشود، معين نامدار ! مردى از جنس خشم و تعصب ، با روح و زندگى اش در مى آميزد و روايتى نو رقم ميخورد…

 

نام : رمان افسونگر

نویسنده : هما پور اصفهانی

ژانر : عاشقانه ، هیجانی

خلاصه رمان افسونگر : تائیس افسونگری بود که با افسون خود اسکندر را وادار کرد پرسپولیس را به آتش بکشد و من افسونگری هستم که روح را به آتش می کشم یکی پس از دیگری افسون نخواست افسونگر باشد ؛ افسونگرش کردند.
داستان درباره دختری به نام افسون است که برادری بد جنس دارد که خیلی افسون رو اذیت میکنه،اما یه روزی با پسری به نام دنیل آشنا میشه و عاشق هم میشن اما بخاطر برادر افسون قضیه رو علنی نمیکنن و افسون میره پیشه دنیل زندگی میکنه تا اینکه…

 

نام : رمان تقاص

نویسنده : هما پور اصفهانی

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان تقاص : سالها پیش … وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت … شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود … اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد … باید تقاص پس بدهیم … هم من هم تو … تقاص گناهی که نکردیم …

 

نام : رمان قرار نبود

نويسنده: هما پور اصفهانی

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان قرار نبود : داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دو سال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکوره . مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش( عزیزجون) زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده .ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)به خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا، به همین خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه،…

 

نام : رمان طلایه

نویسنده : نگاه عدل پرور

ژانر : عاشقانه ، همخونه ای

خلاصه رمان طلایه : داستان درباره ی دختری است به اسم طلایه با اصلیت اهوازی که ساکن اصفهان است.روزی طلایه که از قضا خانواده ای متدین و مذهبی دارد به تولد دوستش دعوت شده و باکلی خواهش و التماس رضایت مادرش را مبنی بر رفتنش به جشن جلب می کند اما بعداز شرکت در جشن متوجه جو ناسالم آنجا شده و تصمیم به ترک مهمانی میگیرد که وقتیموضوع را با دوستش درمیان میگذارد فریبا مانع از رفتن او شده و او را تا نیمه شب نگه می دارد.بالاخره با کلی خواهش فریبا رضایت میدهد طلایه را همراه یکی از پسرها به نام اشکان کهاو هم حال طبیعی نداشته راهی خانه کند.

در راه بازگشت اشکان طلایه را به ویلایی در آننزدیکی می برد ، طلایه که انتظار چنین چیزی را نداشته از شدت ترس بیهوش میشود و وقتیبهوش میاد درد عجیبی در بدن خود حس می کند و خود را داخل ویلا میبیند.از چیزی که ممکن است برایش بوجود آمده باشد به شدت میترسد و از ویلا فرار کردهو به سختی خود را به خانه میرساند.بعد از آن شب او که گمان میکرده حجب و حیای خود را از دست داده از ترس آبرو همه ی خواستگارانش را که همگی شیفته ی زیبایی او می شدند با هزار بهانه رد کرده تا اینکه…

 

نام : رمان همخونه

نویسنده : مریم ریاحی

ژانر : عاشقانه ، همخونه ای

خلاصه رمان همخونه : دختری به اسم یلدا که به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکنه.بچه های اون مرد(حاج رضا) خارج از کشور هستن بجز پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره و اونم تصمیم داره از ایران بره…

خلاصه اینکه حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا میخواد که با همین پسر کوچیکه(که تابحال یک بارم یلدا رو ندیده)که اسمش شهابه ازدواج کنه و به مدت شش ماه با هم تو یه خونه زندگی کنن.اخلاق شهاب هم از اون جوریاست که نمیشه با یه من عسل نگاشون کرد.مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشن.در این بین اتفاقاتی میفته و حرفهائی زده میشه و روزهائی میگذره که شرحش رو باید خودتون بخونین…

 

نام : رمان مهمان زندگی

نویسنده : فرشته ملک زاده

ژانر : عاشقانه ، همخونه ایی ، دانشگاهی ، کلکلی

خلاصه رمان مهنان زندگی : سایه دختری مهربان و جذاب پر از غرور و لجبازی است .وجودش سرشار از عشق به خانواده است ،خانواده ای که ناخواسته با یک تصمیم اشتباه در گذشته همه آینده او را دستخوش تغییر میکنند … پایان خوش

 

نام : تو هنوز اینجایی

نویسنده : مهسا نجف زاده

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان تو هنوز اینجایی : دختری برای این که پدرش رو از ورشکستگی نجات دهد با پدر شوهر آینده اش قرار میذاره که اگه اون طلب پدرش رو پرداخت کنه در عوض اون با پسرش که به دختره علاقه داره ازدواج کنه ولی دختره هیچ حسی به پسره نداره.

 

نام : رمان تقلب

نویسنده : f javid

ژانر : عاشقانه ، طنز

خلاصه رمان تقلب : در مورد دختر شاد و سرزنده ای به اسم نادیا هست که همه نانادی صداش میکنن و خدای تقلبه. کل چهار سال دبیرستان رو با تقلب به انتها رسونده و دریای راههای تقلبه و انقدر حرفه ای که تا به حال سابقه تقلب گرفتنه ازش رو هیچ بنی بشری به چشم ندیده اما از بد روزگار بالاخره دستش برا یه نفر رو میشه و این سراغاز یه تنفر عمیق و شاید در انتها عشقی بزرگ و پر از تجربه های ریز و درشتی که بالاخره ببینیم نقلب توانگر کند مرد را یا نکند!

 

نام : رمان دلواپس توام

نویسنده: VANIA.b

ژانر : طنز ، همخونه ای ، کلکلی ، عاشقانه

خلاصه رمان دلواپس توام : درباره دختريه که بعد از ازدواج خواهرش،يه مشکلاتي براش پيش مياد که مجبورميشه بره و توخونه دامادشون براي مدتي زندگي کنه…
تو اونجا اتفاقي براش پيش ميوفته که اصلا فکرشم نميتونسته بکنه…زندگي بيخيالو روحيه سرخوشش توي اون عمارت دچار تغيير ميشه…

 

نام : رمان انتخاب دوم

نویسنده : VANIA.b

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان انتخاب دوم : داستان درمورد يک انتخابه…يک انتخاب که اولويت اول نيست،و خيلي سخته براي کسي که تمام دنياتو بافکر به اون ساختي اولويت دوم باشي…انتخاب جايگزين باشي.

 

نام : رمان دژکوب

نویسنده : مدیا خانم

ژانر : انتقامی ، عاشقانه

خلاصه رمان دژکوب : بهراد ، مرد زخم دیده ایست که فقط به حرمت یک قسم آتش انتقام را روز به روز در سینه بیشتر و فروزان تر میکند.. سرنوشت او را تا لبه ی پرتگاهی پیش میبرد که در آن سوی آن چیزی جز تاریکی نیست..
بی آنکه بداند این بار تاریکی همان روشنایی صبح زندگی اش بوده که حالا جای به شب داده..پایان خوش

 

نام : رمان خشت و آینه

نویسنده : بهاره حسنی

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی ، همخونه ای

خلاصه رمان خشت و آینه : پسری که از خارج میاد تا یه دختر شیطون و غیر قابل کنترل رو تربیت کنه…این کار واقعا متفاوت خواهد بود. شخصیتها و نوع داستان متفاوت خواهند بود. در این کار شخصیت اولی خواهیم داشت که پر از اشتباه است. پر از ندانم کاری. پر از خامی و بی تجربگی.

می خواهیم که با هم و در کنار شما به یک پختگی و ثبات شخصیتی در او برسیم. یک بلوغ ذهنی. شخصیت متزلزل و کوچک داستان ما، در انتها پخته و با ثبات و آرام خواهد شد. کسی که با همه کس و همه چیز سر ناسازگاری و عناد دارد، در انتها بالغ و فهیم می شود. حالت باری به هر جهت بودن او رشد خواهد کرد و تبدیل به کسی خواهد شد که برای اهدافش تلاش خواهد کرد.
در این داستان عشق هم خواهیم داشت. عشق و علاقه هایی متفاوت. عشقی پاک. عشقی که خود رشد می کند و می رویاند. عشقی که ورای نیاز های پیش پا افتاده و زمین گیر است. عشق ناپاک هم خواهیم داشت. چیزی که در نهایت محکوم به فناست. چون که از همان ابتدا هم نبوده است. نمی توان چیزی که نیست را هست کرد…

 

نام : رمان تقابل

نویسنده : الف کلانتری

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

خلاصه رمان تقابل : داوود با قدم هایی خسته و دلی شکسته، به دنبال راهی برای التیام دردی ست که به جانش افتاد.قصه ی غصه هایش از او مرد سرسختی ساخت که با دنیا هم سر جنگ داشت و این بین، به ازای سوختن عزیزترینش؛ عزیزترین دیگری را سوزاند به شعله ی انتقام…

 

نام : رمان روشنایی مثل آیدین

نویسنده :shazde koochool

ژانر : عاشقانه ، اجباری

خلاصه روشنایی مثل آیدین : درباره ی دختری به نام دنیا هس که از بچگی با پسر خاله اش میثاق به شدت مچ بوده و در ادامه میثاق با دختری به نام فریبا می خواد ازدواج کنه و دنیا هم با پسر عموی فریبا نامزد می شه. اما طی قراری که بابابزرگ فریبا و پسر عموش می زارن فریبا و پسر عموش با هم عقد می کنن تا به ثروت برسن. به سر میثاق می زنه و می گه که خالا که این پسر عشق من را گرفته من هم به نامزدش دنیا رحم نمی کنم.

دنیا با کمال بی رحمی مورد تعرض میثاق قرار می گیره و بعد می فهمه که بارداره و مجبور می شه باهاش عروسی کنه. میثاق به شدت پشیمونه و می خواد دل دنیا را به دست بیاره اما دنیا باهاش راه نمی اد و برای ادامه تحصیل می ره سوئد. داستان پر فراز و فرودی هس که نثر زیبایی داره و به دل می نشینه

 

نام : کنت نعنایی

نویسنده : مریم مولایی

ژانر : عاشقانه ، انتقامی

خلاصه رمان کنت نعنایی : شایدنگاه اولت که پرغروربودمرابه دام انداخت،
یاشایدنگاه عاشقانه ات مراازخودبیخودکرد،فقط می دانم!من اسیرچشمان سیاه توشدم.تو چه؟مرادوست داری؟یافقط بازیچه ایی برای هوسهایت هستم.یاشایدهم این آدمیان هستن که نمی گذارن این من عاشق به تویی معشوق برسم . نمی دانم’ولی توبمان من لطیفم،شکننده ام کمکم کن. نگذار بازی هایی این زمانه مراتامرزنابودی ببرندواحساساتم رابه آتش بکشن

 

نام : رمان جایی نرو

نویسنده : معصومه آبی

ژانر : اجتماعی

خلاصه رمان جایی نرو : یک زن، یک مرد، دو شخصیت متضاد ، دو زندگی متضاد…
وقتی کنار هم قرار بگیرن، چی پیش میاد؟!گاهی زندگی بازی هایی با آدم میکنه که غیرقابلِ پیش بینیِه کیانمهر و ترانه ، برنده ی این بازی میشن یا بازنده؟!میتونن جای نداشتنهای هم رو پر کنن؟!

 

نام : رمان در امتداد باران

نویسنده : سارا

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

خلاصه رمان در امتداد باران : وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان با خواندن صفحه اول شوکه میشود … این رمان برداشتی آزاد است از یک اتفاق واقعی…

 

نام : رمانازدواج اجباری

نویسنده : sara bala

ژانر : ازدواج اجباری

خلاصه رمان ازدواج اجباری : داستان درباره ی دختری به اسم بهار هستش که یه روز موقع برگشت از مدرسه متوجه ماشین ناشناسی جلوی در خ و نه شون میشه که ….

 

نام : رمان اگر چه اجبار بود

نویسنده : الهام . ح

ژانر : اجباری ، عاشقانه ، همخونه ایی 

خلاصه رمان اگر چه اجبار بود : همه چیز برای من یک بازی بود.. یک بازی تلخ و اجباری..اصلاً نمیدونستم با این بازی چی به سر خودم و اون بیچاره میاد..فقط برام آبروی بابام مهم بود..اما اون بیچاره..!! تقصیری نداشت.. مجبور بودم در برابر نگاه های سرد و پرسشگرانش فقط سرمو بندازم پایین و سهم اون فقط سکوت بود..سکوت…!!
دختری زجر کشیده…بی گناه مجازات میشود و در این مجازات پسری را هم با خود شریک میکند…نمیخواهد..اما برای حفظ آبروی پدرش مجبور میشود..همه چیز اجبار است…!

 

نام : رمان یغمای بهار

نویسنده : الف کلانتری

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

خلاصه رمان یغمای بهار : دلارای ایلیاتی با فرار از بند اسارت، خود را به بهشت شانه های مردی رساند که خان بود و سیبی ممنوعه…

 

نظر شما در مورد رمان های پرطرفدار ایرانی چیست؟

رمان های پرطرفدار ایرانی با توجه به تعداد درخواست کاربران لیست شده است

 

همچنین مطلب زیر هم توصیه می شود:

پرخواننده ترین رمان های ایرانی

3.9/5 - (1426 امتیاز)

سهیل

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی

نوشته های مشابه

‫924 دیدگاه ها

  1. سلام
    دنبال یه رمانم که اسمش یادم نمیاد
    دختر و پسر هم دانشگاهی بودن و باهم لج بودن اسم پسره متین بود فکر کنم که با مادرش زندگی میکرد پدرش هم خارج بود دختره با مادرش و سه تا خواهراش زندگی میکرد بعد بنا به دلایلی مجبور میشن خونشون رو عوض کنن و برن خونه جدید که متوجه میشه خونه ماله پسره بوده و اونجا همسایه میشن و زندگی میکنن بعد که ازدواج میکنن بچه دار نمیشن بچه یکی از خواهراش که میمیره رو بزرگ میکنن

  2. سلام دوستان
    می خوام چنتا رمان بهتون معرفی کنم
    برج زهر مار و دختر شیطون بلا ۱
    برج زهر مار و دختر شیطون بلا ۲
    دختران مثبت در همسایگی پسران منفی
    حرارت تنت
    یکبار نگام کن(جلد اول)
    برایم از عشق بگو(جلد دوم)
    تاوان عشق مشترک
    ظاهر مغرور باطن شرور (جلد اول)
    ظاهر مغرور باطن شرور (جلد دوم)

    1. سلام من دنبال یه رمان میگردم ممنون میشم کمکم کنید
      یادمه اسم شخصیت پسر کسرا بود
      دختر دوست پسر زیاد داشت توی دتنشگاه اسم یکیشون رضا بود
      با کسری ازدواج میکنه ولی پسره خیلی شکاکه توی روند رمان دختره تو کافه با صاحب کافه که اسمش کاوه هست و نقاشی هم میکنه اشنا میشه
      مامان دختره نزدیکای ازدواج دختره حامله میشه
      کسری پدرش فوت کرده
      از نظر مالی نمیتونه خواسته های دختر رو براورده کنه
      هرچی یادم بود گفتم لطفا هرکی میدونه اسمشو بگه خیلی گشتم

  3. چندسال پیش کتابی خوندم که دختر شوهرش میمیره خانواده شوهرش اونو برای برادرشوهرش ورمیدارن
    بعد اینا یواش یواش عاشق هم میشن
    تاهمین حد یادمه اگه کسی خونده لطفا میشه اسمشو بگین

  4. سلام من چند وقت پیش یه رمان خوندم اسمش رو یادم نیس یه دختره افسرده و خیلی لاغر تو شرکت کار میکنه یه اتفاقاتی میوفته ک رئیسه دختره رو میبره خونه خودش چیز زیادی یادم نیس اسم رمان لطفا

  5. سلام من چند وقت پیش یه رمان خوندم اسمش رو یادم رفته ممنون میشم راهنمایی کنید،دختره داخل شرکت کار میکنه ،یه اتفاقاتی میوفته ک رئیسه دختره رو میبره خونه خودش،دختره افسرده و خیلی لاغر بوده

  6. سلام من چند وقت پیش یه رمان خوندم اسمش رو یادم رفته ممنون میشم راهنمایی کنید😘دختره داخل یه شرکت کار میکنه و کسی رو نداره، یه اتفاقاتی میوفته ک رئیسه دختره رو میبره خونه خودش(دختره لاغر و افسرده هم بوده)

  7. سلاااااام
    منم خیلیییییی رمان میخونم خیلییی زیااد
    چن وقته پیش ی رمان خوندم به اسم (نیلوفر ابی) قشنگگگگگگ ترییننننن و بهترررریییین رمانی بوده ک الان خوندم واقعااااا حرف نداشت از همه نظر و تا الان رمانی به اون سبکی نخونم و میتونم بگم فوق العاده بود…با هر چی رمان خوندم کاملا متفاوت بود..سبکش خیلیی خوب بودددد و عااااشقشممممم❤️‍🔥🥺اگه کسی خوندتش و ی رمانی مثل همین رمان رو خونده لطفااااا بهم معرفی کنه اما فکر نمیکنم رمانی باشه ک شبیهش باشه چون از هر نظر تک و بی نظیر بود

  8. سلام من خیلی وقته دنبال یه رمانی هستم که دختره پیش عموی ناتنی اش زندگی میکرد و دختره آسم داشته و خوده عموهم یه پای کوتاه تر بود و استاد دانشگاه بودش .دختره با پدرش مشکل داشت و پیش عمو بود و اون نمیدونست عموی ناتنی شه و اینکه میخواستن دختر رو ازش بگیرنو عمو رو تهدید میکردن….اگه میدونید اسم رمان رو بهم بگید ممنون میشم اخه قبلا خوندم ولی اسمشو نمیدونم

  9. سلام ببخشید من دنبال یه رمانیم که اسمشو یادم رفته دختره برای جاسوسی میره خونه پسره تا بتونه برادرشو که یه عده گروگان گرفتن و ازش خواستن جاسوسی پسره رو بکنه بعد ها پسره متوجه میشه دخترم یه روز میره پبش اون گروگان گیرا که پسره نجاتش میده بعدش برادر دختره میمیره داستانش اینه لطفا راهنماییم کنید من بتونم اسمشو پیدا کنم

  10. سلام.یه رمان پلیسی بود هم دخترهه هم پسره پلیس بودن .برای اینکه رییس گروهی که دخترایی رو قاچاق میکردن به دبی رو کشف کنن .پسره مادرش عرب بود و دختره موهاش طلایی .میشه اسمش رو بگید.ممنون

  11. سلام من دنبال یه رمان تخیلی چند جلدی هستم که در مورد قدرت چهارگانه بود یکی قدرتش اب بود دیگری خاک و …. اگه کسی میدونه لطفا اسمش رو بگه

  12. سلام یه رمان بود اسم دختره اسطوره بود و اسم خواهرش اسایش از خارج کشور برگشته بودن پیش خانواده پدریش
    کسی اسمشو میدونه؟

  13. سلام.یه رمان پلیسی بود هم دخترهه هم پسره پلیس بودن .برای اینکه رییس گروهی که دخترایی رو قاچاق میکردن به دبی رو کشف کنن .پسره مادرش عرب بود و دختره موهاش طلایی .میشه اسمش رو بگید لطفا

  14. سلام.یه رمان پلیسی بود هم دخترهه هم پسره پلیس بودن .برای اینکه رییس گروهی که دخترایی رو قاچاق میکردن به دبی رو کشف کنن .پسره مادرش عرب بود و دختره موهاش طلایی .میشه اسمش رو بگید

  15. سلام به همه
    من چندسال پیش یه رمان خوندم درباره دختر و پسری بود که دخترخاله پسر خاله بودند و قرار بود ازدواج کنند ولی به دلیلی پسر مجبور میشه با خواهر دختر ازدواج کنه بعد پسر که فکر میکنم اسمش منصور بود نمیتونست عشق اولش رو فراموش کنه و مدام به دخترخاله که عاشقش بود ابراز عشق میکرد و….

    متاسفانه اسم رمان رو فراموش کردم
    ممنون میشم اگر کسی میدونه بگه

  16. سلام به همه
    من چندسال پیش یه رمان خوندم درباره دختر و پسری بود که دخترخاله پسر خاله بودند و قرار بود ازدواج کنند ولی به دلیلی پسر مجبور میشه با خواهر دختر ازدواج کنه بعد پسر که فکر میکنم اسمش منصور بود نمیتونست عشق اولش رو فراموش کنه و مدام به دخترخاله که عاشقش بود ابراز عشق میکرد و….
    متاسفانه اسم رمان رو فراموش کردم
    ممنون میشم اگر کسی میدونه بگه

  17. سلام
    من یه رمانی رو قبلا خونده بودم الان اسمش یادم نیست. یه دختره که پدر و مادرش فوت کردن و میاد خونه عمش، عمش خیلی سخت گیر و مبادی آدابه، یه پسر عمه داره که همه بهش احترام میذارن، این دو تا باهم پنهانی ازدواج میکنن، دختره آخرسر انقدر اذیتش میکنن که میره روستاشون
    ممنون میشم اسمشو بگید

  18. سلام به همه
    من یک سال پیش یه رمان خوندم با ژانر عاشقانه،جنایی
    در مورد یه پسری بود که پدر و مادرش مرده بود و فقط یه برادر داشت
    یه روز توی مدرسه امتحانشو میوفته
    می‌ره دم در خونه معلمش و میگه که اشتباه تصحیح کردی
    ولی معلمه بهش میگه که برگه رو میارم اگه درست تصحیح کرده بودم،باید سرتو با اره برقی ببرم ولی اگه درست بود میزارم بری
    پسره فکر می‌کنه داره شوخی می‌کنه
    واسه همین قبول می‌کنه
    وقتی معلم برگه رو میاره و پسر میبینه که درست تصحیح کرده
    معلم می‌ره و اره برقی رو میاره و دنبال پسر می‌کنه
    اما پسر می‌ره توی آشپزخونه و هرچی چاقو هست به طرف معلمه پرت میکنه و خیلی ناخواسته معلم رو می‌کشه
    خیلی اتفاقی ی دختری پشت پنجره اونارو میبینه

    متاسفانه اسم شخصیت هارو یام نمیاد اما اسم دختره ریچله
    ممنون میشم اگه میدونید بهم بگید✨:)

  19. سلام
    ممنون از همه بخاطر معرفی رمان هایی که خوندن
    منم خیلی رمان میخونم چند تا از بهترین هاشو معرفی میکنم
    تا تلاقی خطوط موازی -یغمای بهار -جایی نرو -پرنیان شب- لعیای عشق -مهر و مهتاب – یک اس ام اس – قاصدک من -تکرار عشق -پروای بی پروای من -سفر به دیار عشق -زندگی خصوصی – زنانه یا مادرانه – کبوتر -چشم هایت – دوئل دل – این مرد امشب میمیرد – عبور از غبار -در امتداد حسرت -در امتداد باران – بن بست بهشت – تب – پشت دیوار سنگی -سنگ قلب مغرور- نا گفته ها -جرات یا حقیقت -عابر بی سایه – نا شناسه عاشق – مومیایی – عشق یوسف – بغض ترانه ام مشو – آسمان دیشب اسمان امشب- دون جوانی -شاه شطرنج -دلواپس توام -ملودی ماه -زندگیم باش – تمنای وجودم – نقره :-هیچکس مثل تو نبود -زهر تاوان -دروغ شیرین -قرار نبود – تقاص – تا ته دنیا – آدم های شرطی
    فقط یه رمانی رو تازه شروع کرده بودم فوق العاده بود به اسم ببار بارون حیف ناقصه فایلش

  20. سلام
    من دنبال یه رمان میگردم که
    دختره از بچگیش همراه پسرخوانده عمش بزرک میشه و رابطه خیلی خوبی باهم دارن
    دختره کم کم عاشق پسره میشه و البته پسره هم عاشقش میشه ولی بیشتر یه حس پدرانه به تون داشته
    وقتی پسره بزرگ تر میشه از خونه عمه اون دختر میره تا خیلی دختر رو نبینه
    دختره هم از لج پسره و اینکه فک میکنه دوسش نداره با استادش نامزد میکنه ولی نمی تونه اونو دوس داشته باشه
    در آخر اونا باهم ازدواج میکنن

    من خیلی سال پیش این رمانو خوندم ولی الان اسمش یادم نمیاد لطفا اگه میدونید اسمشو بگید بهم

  21. سلام
    من دنبال یه رمان میگردم که
    دختره از بچگیش همراه پسرخوانده عمش بزرک میشه و رابطه خیلی خوبی باهم دارن
    دختره کم کم عاشق پسره میشه و البته پسره هم عاشقش میشه ولی بیشتر یه حس پدرانه به تون داشته
    وقتی پسره بزرگ تر میشه از خونه عمه اون دختر میره تا خیلی دختر رو نبینه
    دختره هم از لج پسره و اینکه فک میکنه دوسش نداره با استادش نامزد میکنه ولی نمی تونه اونو دوس داشته باشه
    در آخر اونا باهم ازدواج میکنن

    من خیلی سال پیش این رمانو خوندم ولی الان اسمش یادم نمیاد لطفا اگه میدونید اسمشو بگید بهم

  22. سلام به همه
    من خیلی وقت پیشا یه رمان خوندم
    ولی الان هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد

    یه دختر کم سن سال بود بیماری شدید
    تنفسی داشت مجبور شد با به مردی سن بالا متاهل که یه دختر هم داشت ازدواج کنه
    لطفاا هرکی خونده و اسمشو میدونه بگه ممنونم

      1. دختره خانوادشو توزلزله از دست داده بود فقط دختر برادرش مونده بود که بزرگش میکرد طی یه اتفاق های قبول میکنه صیغه یه پسره بشه خارج که باردار بشه و یه خانواده رو نوه دار کنه پسره کلا ایران نمیاد بینشون خطبه عقد میخونن و مادر پسره که دکتر بوده اسپرم پسره رو فریز کرده جاسازی میکنه رحم دختره در عوضش کلی پول بهش میدن و مادر هم میشه ..‌..

        بعدش پسره میاد و عاشق میشن و ازین حرفا

  23. سلام.اگه واقعا از خوندن‌این‌رمان‌آبکی‌ها خسته شدی بهت پیشنهاد می کنم رمان مهرو مهتاب رو بخونی ارزش خوندن رادارد

  24. سلام.اگه واقعا از خوندن‌این‌رمان‌آبکی‌ها خسته شدی بهت پیشنهاد می کنم رمان مهرو مهتاب رو بخونی ارزش خوندن رادارد

  25. سلام دو ستان
    من دتبال یع رمانم ک دو جلد بود جلد اولش رو ک نصف داستان بود و جلد دومشو پیدا نکردم حالا اسم خود رمان یادم رفته
    قصش این بود ک یه دختر مذهبی خانوادش شهرستان بودن پیش مامان بزرگش زندگی میکرد
    تو دانشگاه زبان میخوند ،یه پسره بود ک خانواده ثروتمندی داشت با دختره لج افتاده بود،اون پسر پول داره یه رفیق داشت اسمش رامین بود ،دختره رو با دسیسه دوس دخترش کشوند تو دسشویی های دانشگاه و اونجا ازش عکس گرفت و اون پسر پولداره رو هم با قصد کشوند تو دسشوییا
    بعد حراست فک کرد کار پسر پولداره هست دختره هم واس خاطر آبروش چیزی نمیگفت چون رامین ازش عکس گرفته بود
    بعد مامان بزرگ دختره و پدر پسره میخوان اونارو به عقد هم در بیارن چون مامان بزرگش واس آبرو دختره و پدر پسره واس اینکه زندگی پسرش خوب شه
    خیلی نوشتم🤦‍♀️
    ولی اسمش یادم رفته دوس دارن بخونمش
    کسی نمیتونه راهنماییم کنه🙏

  26. من خواستم یه سوالی بپرسم ازتون که کلی رمان خوندین گفتم شاید بتونید جواب بدید
    من دنبال یه رمانی میگردم که یه دختری بود که برحسب کارش که فکر کنم روانشناس بود باید وارد زندگی یه آقایی میشد و درمانش میکرد
    و این آقا خب خیلی پولدار بود و یه نامزد داشت که اسمش نبات بود
    و اینم بگم که رمان به من بگو لیلی نیست هااااا یه رمان دیگس
    که در رانتها هم این آقا عاشق مشاورش میشه
    شما اسمشو میدونید؟!

  27. سلااااام یه رمانی خوندم چن سال پیش در مورد یه دختر پسری بود که مجبور میشن ازدواج کنن
    در واقع دختره قرار بوده با یکی دیگه ازواج کنه ولی وقتی این پسرو بالای دیوار خونشون میبینن که فقطم میخواسته دختررو کمک کنه مجبورش میکنن به ازدواج
    پسره نقاش بوده فک کنم دختره هم بعدا متخصص زنان میشه
    اسمش چی بود🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

  28. من هم موافقم
    هرچه بیشتر رمان میخونم به این نتیجه میرسم ک اکثر رمانایی ک نوشته شده آبکیه.اینکه همه دخترا قد بلند هستن و زیبایی چشم گیری دارن در حالی ک میبینیم ک توی دور و اطراف خودمون اغلب خانما قدی متوسط دارن یا اینکه همه پسرا پولدار ن و خوش تیپ و متعصب و …..و معمولا هم شرکت دارن واقعا به یه کلیشه مضخرف تو رمان ها تبدیل شده.آدمایی مث من ک رمان خون قدیمی هستن و دنبال رمان هایی هستیم ک نزدیک به واقعیت زندگی خودمون آدما باشه ، به راحتی متوجه این خلا ک خیلی وقته تو جریان رمان ها افتاده میشیم

    1. سلام.اگه واقعا از خوندن‌این‌رمان‌آبکی‌ها خسته شدی بهت پیشنهاد می کنم رمان مهرو مهتاب رو بخونی ارزش خوندن رادارد

    2. واییی گل گفتی دقیقااااااااااااااااا حرف منم همینه بخاطر همین رمانا من الان یه مدت طولانی دنبال یه رمان خوبم همش یه رمان و شروع به خوندن میکنم ولی باز وسط کار ولش میکنم چون یه جوریه که ادم دلش از هرچی رمانه زده میشه به نظر من رمان در عین جذابی باید واقعی باشه

  29. من هم موافقم
    هرچه بیشتر رمان میخونم به این نتیجه میرسم ک اکثر رمانایی ک نوشته شده آبکیه.اینکه همه دخترا قد بلند هستن و زیبایی چشم گیری دارن در حالی ک میبینیم ک توی دور و اطراف خودمون اغلب خانما قدی متوسط دارن یا اینکه همه پسرا پولدار ن و خوش تیپ و متعصب و …..و معمولا هم شرکت دارن واقعا به یه کلیشه مضخرف تو رمان ها تبدیل شده.آدمایی مث من ک رمان خون قدیمی هستن و دنبال رمان هایی هستیم ک نزدیک به واقعیت زندگی خودمون آدما باشه ، به راحتی متوجه این خلا ک خیلی وقته تو جریان رمان ها افتاده میشیم

  30. رمان های اسطوره،آن نیمه دیگر،گناهکار،معشوقه شیطان،ته دیگمو پس بده،بن بست۱۷،بوسه با طعم خون،تب دلهره،آس دل،زندگی سیگاری،انتقام آبی،حکم کن،طالع دریا خیلی قشنگن.

  31. سلام وقت همگی بخیر، من 2 سال قبل یه رمان آنلاین خوندم که یه خانومی که مبتلا به سرطان شده بود و یک بچه هم داشت برای شوهرش دختر جوونی رو که اگر اشتباه نکنم پرستار بچه بود به عنوان همسر دوم شوهرش پیشنهاد میده و ازدواج میکنن و بعد شوهرش عاشق اون دختر میشه، اگر کسی اسمش رو میدونست بگه🙏

  32. رمانهای یک فروردين,ساچلی ,مرگ ماهی ,عشقت را دار می زنم ,نامتقارن ,متولد اردیبهشت ,به من بگو رئيس,انگور نارس ,خسوف,عشق در وقت اضافه,رمانهای خوبین ارزش خوندن دارن

  33. سلام، یه رمانی هست که خیلی وقت پیش خوندم. اسم شخصیت اصلی دختر یادم نیست ولی اسم پسره رها هستش که طراح مد و لباسه و دختره هم براش کار میکنه بعد خواهر دختره که اسمش سودی هست میاد و پسررو از چنگش در میاره . برادر رها که اسمش رضاس هم میاد و از دختره خواستگاری میکنه.

  34. دنبال رمانی میگردم که شخصیت داستانی با خودم هم اسم باشه. اخه اسم من خیلی قریبه 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭فکر نکنم باشه 😐

  35. سلام
    من پارسال یک رمانی خوندم که متاسفانه اسمش رو فراموش کردم رمان در مورد دختری بود که بزور شوهرش میدن در حالی که پسره خودش یک دختره دیگه که فکر کنم اسمش تبسم بود دوست داره خلاصه اینکه اینقدر این دختره اذیت میکنه که تومور مغزی میگیره اما همون موقع اعتراف میکنه عاشقشه با هم میرن انگلیس عمل میشه و دختره بعد عمل تصمیم میگیره وانمود کنه حافظه شو از دست داده که پسره احساس عذاب وجدان نکنه .
    من خیلی دنبالش گشتم اگه کسی اسمش رو میدونه بگه لطفا

  36. سلام… ببخشید من قبلا یه رمان خونده بودم الان یادم نمیاد اسمش چیه اگر میشه راهنمایی کنید… موضوعش این بود که دو تا داداش به خاطر ارث و میراث بچه هاشون رو مجبور می کنن باهم ازدواج کنن…دختر عمو و پسر عمو با هم ازدواج می کنن… دختره اعتقادی به خدا نداره و پسر هم بسیجیه… حالا طی اتفاقاتی دختره روزه میگیره…
    میشه اسم این رمان رو بگید؟؟

    1. سلام به همه ی دوستان رمان خون، من الان چند سال که رمان میخونم،انگار هر چی که جلوتر میایم رمانها آبکی تر میشه،اکثر رمان های امروزی کاملا با واقعیت متضاد و خیلیهاشون شبیه فیلمهای ترکی هست،و یه موضوع دیگه هم هست که واقعا باید بهش توجه کرد، اونم اینکه شخصیت زن در اکثر رمانها زیرسوال برده شده،واقعا چی رو در رمانها رواج میدن کتک خوردن از شوهر و جنس مخالف سکوت دربرابر ظلم و ستم،شخصیت های زن در رمانها انگار که از تحقیر شدن اصلا ناراصی نیستن، و اینکه رواج شخصیت مرد که در اکثر رمانها به چشم میخوره شخصیتی خشک و مغرور پولدار وکاخ نشین هست درصورتی که واقعیت چیز دیگریه، توجه داشته باشیم که اکثر مخاطبین رمانها نوجوانان هستن اینجور رمانها بر تفکرات و شخصیتشون تاثیر زیادی میذاره

      1. آره منم دیگه هیچ رمانی رو انقد فوق العاده نمیبینم که بخوام وقتمو بزارم پاش من آخرین رمانی که فک میکردم خوبه و ارزش داره که خوندم رمان(( گناهکار)) بود از خانوم فرشته تات شهدوست به ها یه رمان از ایشون دیگه خبر انتشارش اومد اسمش ((تباهکار)) بودولی من فقط تا فصل 4 رو پیدا کردم بقیش نبود رمان دیگه ای از ایشون به اسم ببار بارونم دلم خواس بخونم ولی نمیدونم چرا بازم ناقصه

        1. یه رمانی خوندم که دختره شوهرش فوت میشه خانواده شوهر اینو برای برادرشوهر ورمیدارن به اجبار
          یواش یواش اینا عاشق هم میشن کسی میدونه اسم کتاب رو؟؟

    2. سلام روزتون بخیر ببخشید،من دنبال یک رمانم،اسم پسر فقط کیانوش بود،دختره قبلا تو شهرستان زندگی میکرده به زور پدرش با یه پسره به اسم محمد جواد ازدواج کرد،بعد پسر خیانت کرد،از هم جدا شدن،میاد تهران تو یه ازمایشگاه کار پیدا کرد،با کیانوش اشنا شد،پسر فشار خون بالا داشت.
      ممنون میشم راهنمایی کنید.

      1. بله دقیقا با شما موافقم .کلا رمان ها شخصیت هاشون شبیه بهم شده مرده خشن مغرور و فوق العاده پولدار و پر نفوذ که هرکاری رو میتونه به راحتی انجام بده و دختری شر و شیطون بسیار زیبارو و…..
        در صورتی که در زندگی عادی همیشه یک نفر کامل و بی نقص چه از لحاظ زیبایی چه از لحاظ وضع مالی نیست.

  37. سلام اسم رمانیو میخواستم ک عکس شخصیتاش میلاد کی مرام و الناز حبیبی بود دختره با دایی نامزدش ازدواج میکنه بنا ب شرایطی مجبور میشه سنتشون فرق داشت تو ی روستایی بودن

    1. بله دقیقا با شما موافقم .کلا رمان ها شخصیت هاشون شبیه بهم شده مرده خشن مغرور و فوق العاده پولدار و پر نفوذ که هرکاری رو میتونه به راحتی انجام بده و دختری شر و شیطون بسیار زیبارو و…..
      در صورتی که در زندگی عادی همیشه یک نفر کامل و بی نقص چه از لحاظ زیبایی چه از لحاظ وضع مالی نیست.

  38. من خواستم یه سوالی بپرسم ازتون که کلی رمان خوندین گفتم شاید بتونید جواب بدید
    من دنبال یه رمانی میگردم که یه دختری بود که برحسب کارش که فکر کنم روانشناس بود باید وارد زندگی یه آقایی میشد و درمانش میکرد
    و این آقا خب خیلی پولدار بود و یه نامزد داشت که اسمش نبات بود
    و اینم بگم که رمان به من بگو لیلی نیست هااااا یه رمان دیگس
    که در رانتها هم این آقا عاشق مشاورش میشه
    شما اسمشو میدونید؟!

  39. سلام من چند سال پیش یک رمان خوندم که درباره ی یه دختری بود که میره خارج و پیش برادراش و اون اونجا میمونه چون برادراش گفتن همونجا درس بخونه که برای اقامت گرفتنش هم مجبور میشه سوری با دوست برادراش ازدواج کنه اسم رمان 🙁

  40. سلام ببخشید اسم این رمان چیه که دختره از شوهرش فرار میکنه میره خارج و پیش برادرش اوناهم به نامزد سابقش برخورد میکنه و با دوست برادرش میره مکزیک

  41. سلام چند سال پیش رمانی خودم اما متأسفانه اسمش یادم نمیاد
    اولی یه پسری بود که کلیه پسرخالش که مرگ مغزی شده بود رو پیوند زده بود ، چندین بار پسرخالش میاد بخوابش که دختری و پیدا کنه و ازش حلالیت بطلبه
    داستان طوری میچرخه که پسره با دختره ازدواج اجباری میکنه و بعدها عاشقش میشه اسم شخصیت هاشـم یادم نمیاد

    دومی رمان اسم شخصیتاش امیرعلی و ماهی بود
    مادر ماهی با مردی ازدواج میکنه که اون شخص به ماهی تجاوز میکنه ، امیر علی هم که ورزشکار بوکسور و پسر عمه همون شخص متجاوزه

  42. سلام ،من از کجا میتونم رمان دراگون و طالع خون و دانلود کنم؟تو گوگل سرچ میکنم نمیاره ،میشه کمک کنید ممنون

  43. رمان های تب، مومیایی، راز یک سناریو، این مرد امشب میمیرد، عابر بی سایه، بگذار آمین دعایت باشم، از بام تا آسمان، عروس مرده، آسمان آذر، تا تباهی، بن بست 17، زیتون، بانوی قصه، با سقوط دست های ما، هزارچم و زهر تاوان رمانای فوق العاده این 🙂

  44. سلام
    من خیلی وقته دنبال یه رمان میگردم ولی اسمشو یادم نمیاد اگ میدونید لطفا اسمشو بگید

    اسم دختره باران پدرش فوت کرده و پیش مادرش زندگی میکنه ،به اجبار پدربزرگش به عمارت پدربزرگش میره،بعداز کلی اتفاقات با پسر عمش که اسمش متین ازدواج میکنه

      1. سلام منم چند سال پیش دوتا رمان خوندم که متاسفانه اسمش یادم نیس ولی همش دنبالشم لطفا اگر کسی میدونه بگه خیلی ممنون💕
        اولیش یه دختر تو خانواده که وضع مالیشون خوب نبود مجور میشه از یه پسر معلول نگهداری کنه و مجبور میشه واسه ترو خشک کردنش تو اون مدت زنش(موقت) بشه. به مرور پسره خوب میشه و عاشقش میشه.
        دومی یه زن که شوهرش فوت شده با دوتا بچش راضی میشه صیغه ۱ ساله یه مرد بشه، زنه از خانوادش که پولدار هم هستن بخاطر ازدواج اولش طرد شده جنوبی هم بوده.
        ممنون میشم اگر کسی اسم رمانارو میدونه راهنمایی کنه.

    1. سلام عزیزم اگه مثل من حرفه ای رمان می خونی بهت پیشنهاد می کنم رمان مهر و مهتاب رو بخونی ارزش خوندن رو داره

  45. سلام
    من خیلی وقته دنبال یه رمان میگردم ولی اسمشو یادم نمیاد اگ میدونید لطفا اسمشو بگید

    اسم دختره باران پدرش فوت کرده و پیش مادرش زندگی میکنه ،به اجبار پدربزرگش به عمارت پدربزرگش میره،بعداز کلی اتفاقات با پسر عمش که اسمش متین ازدواج میکنه

  46. سلام به همگى ،
    منم خيلي رمان خوندم خيلي زياااااد ،و بايد بگم رمان راز يك سناريو بينظيره بينظير ،همينطور جايي نرو بسيار خواندنى البته چون از ديد پسر داستان نوشته شده برام خيلي جالب بود خوندنش و همينطور رمان آدم و حوا و فصل دومش كه خيلي زيبا بود ،رمان تب هم بسييييااااررررررر زيبا بود
    اما من ميخوام يه رمان فوق العاده از رمان نويس معروف ژانر وحشت ،استيفن كينگ بهتون معرفي كنم كه فوق العاده بود واقعااااااا برام جذاب و خوندنى بود البته بايد خيلي رمان خون حرفه اي باشين تا بتونين اين رمان رو درك كنين وگرنه بايد چند بار بخونين تا متوجه داستان بشين ولي بينظيره بينظيرررررررررررررر

    1. سلام من جند سال پیش یه رمان خوندم ولی اسمش یادم نیست
      یه دختر بود که تصادف میکنه و یه خانواده اونو پیدا میکنن که دوتا پسر دارن دختره حافظشو از دست داده چند سال باهاضون زندگی میکنی و عاشق یکی از پسرا میشه بعد از چند سال خانواده واقعیش پیداش میکنن اسم رمان بگید لطفا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا