دانلود رمان اجتماعیدانلود رمان جدیددانلود رمان درامدانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی جلد دوم مهبد

رمان بر فراز عشق و تاریکی جلد دوم رمان مهبد اثر Malihe2174 و آریا

در این مطلب از سایت ناول کافه، رمان بر فراز عشق و تاریکی جلد دوم رمان مهبد را آماده کردیم. برای دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی از Malihe2174 و آریا، در ادامه با سایت ناول کافه همراه شوید.

دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی
دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی

نام رمان: بر فراز عشق و تاریکی (جلد دوم مهبد)

نویسندگان: Malihe2174 (کاربر افتخاری انجمن ناول کافه) و آریا

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

سبک: درام

تعداد صفحات: 1398

 

خلاصه رمان بر فراز عشق و تاریکی جلد دوم مهبد :

بر فراز عشق و تاریکی، ادامه جلد یک مهبد یعنی داستان جنگیدن چند انسان برای رسیدن به هدفهای والای زندگیشونه. در جلد یک شاهد زندگی پسری به نام مهبد و فراز و نشیب های زندگی کودکان کار بودیم، و حالا مهبد پسری که کودک کار بوده، بزرگ شده و میخواد قدمی برای کودکان کار برداره و از طرف دیگه، رایکا دختری که گذشته ی سیاهی داشته ، خودش رو وابسته ی مهبدی می‌بینه که دل به دل رایکا داده! در جلد دو خواهیم دید که، هدف های مهبد تنها به کودکان کار ختم نمی‌شه. مهبد در کنار تمام اعضای خانوادش رنگ دیگه ای به این جامعه ی دچار تزلزل و بیرحم می‌زنن. بر فراز عشق و تاریکی شرح تلاش های کودکانی امثال مهبده که بعد از کلی فراز و نشیب در کودکی و زندگی،حالا رویای بزرگی در سر دارن و اونم سامان دهی به اوضاع کودکان کار به هر قیمتیه!

 

 

نگاهی به رمان:

فصل اول

مهبد

نگاهم رو به تابلوی دفتر خانه نسبتا قدیمی با دیوارهای تازه رنگ شده سفید و ابی رنگ دوختم و آب دهنم رو قورت دادم، مردد سرِجام ایستادم. قرار بود بعد از کلی صحبت و اتمام حجت کردن و و رویا پردازی درباره اینده مون، منو رایکا به هم محرم شیم اما ذهنم پر از افکار مشوش و منفی بود که نمی‌تونستم ساماندهی شون کنم! برای همین ، دست رایکا تو دستم شل شد. شروع کردم به توجیه کردن اون و قانع کردنش.

_رایکا من دلم به این کار رضا نمی‌ده، بیا اول با خانوادت در میون بذاریم، چه عجله ایه؟

هر اونچه که تو فکرم بود رو تو دو جمله به زبون اوردم. دست و دلم به این کار نمی‌رفت که نمی‌رفت.

اوقاتش تلخ شد، اخماش تو هم رفت و با کج خلقی گفت :

_اونوقت اگه نذاشتن ازدواج کنیم چی؟! مهبد هرچی تاخیر کنیم به ضررمونه بفهم، تو به اونا چکار داری؟ اونا که درجه یک نیستن.

ای خدا حالا بیا این لج بازو یه دنده رو راضی کن! اخه درجه یک نیستن یعنی چی خب؟ درجه یک نباشن بالاخره که خانوادش هستن، نیستن؟! کلافگی رو چاشنی صدام کردم.

_عزیزم ،خانمم من نمی‌خوام شر به پا شه و از دستت بدم؛ نمی‌خوام یه عمر با رنج و تهدید و عذاب زندگی کنیم! بیا درست تصمیم بگیریم. هیچ کس با منطق و به دور از عجله کار کردن ضرر ندیده.

دستشو از دستم با خشونت بیرون کشید. منکه چیز بدی بهش نگفتم. پشت چشمی نازک کرد و با لحنی پر تمسخر گفت :

_نگفتم پشیمون می‌شی؟ نگفتم جا می‌زنی و حتما حالا بعدش هم می‌گی ما وصله هم نیستیم؟ بفرما تحویل بگیر.

دیگه داشت کفرمو بالا میاورد. هر چی می‌گفتم باز حرف خودش رو می‎زد و انگار منطق حالیش نمی‎شد. تیز نگاهش کردم:

_معلومه تو چته؟! چرا چرند می‌گی؟ من گفتم بیا عجول نباشیم، همین. دلیل هول بودنت رو واقعا نمی‌فهمم. دلیل نداره بترسی. کسی مانع ما نمی‎تونه بشه.

با اتمام جملاتم پوزخندی رو لباش نشست. چشمای ابیش پر از تمسخر و دلخوری و یه نمه هم خشم بودن.

_امروز این رو می‌گی فردا می‌شی یکی عین آمین.

آمین! یه ادم پست بی هویت که میلیون ها کیلومتر شخصیتش با من فرق داشت. ادم کثیفی که تموم هویت و خانمی رایکا رو ازش گرفته بود و حالا رایکا منو در رده ی ادمی مثل اون قرار داده بود. به چه جراتی منو با آمین مقایسه می‌کرد؟

با غیظ و خشمی که از اعماق وجودم جوشیدن گرفته بود گفتم:

_بله دیگه دل که بشه کاروانسرا همه رو به پای هم می‌سوزنه.

دستش از حرص و خشم مشت شد لباش و چونش لرزید.

_تو هم عین بقیه ای!

 

پیشنهادات دیگر ناول کافه:

دانلود رمان مهبد از Malihe2174 و آریا

دکلمه صوتی به رنگ صورتی اثر پروین امیرکافی

مجموعه شعر امیر را می بخشی اثر امیررضا

دانلود رمان آشیان باد

4/5 - (163 امتیاز)

SPRING

فارغ التحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی

نوشته های مشابه

‫4 دیدگاه ها

  1. سلام خدمت نویسنده ی عزیز رمان مهبد خدا قوت
    جلد سوم این رمانو چه زمانی تو سایت قرار میدید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا