تبلیغات در ناول کافه کانال ستارگان رمان انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
انجمن ارایشی و بهداشتی انجمن ارایشی و بهداشتی
خانه » دانلود رمان اجتماعی » دانلود رمان همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی
دانلود رمان همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی

دانلود رمان همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی

دانلود رمان همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان همخونه شرقی را آماده کردیم.برای دانلود رمان اجتماعی همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی در ادامه پست همراه ما باشید.

دانلود رمان همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی

دانلود رمان همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی

رمان : همخونه شرقی

نویسنده : سمیه سادات هاشمی جزی (کاربر انجمن ناول کافه)

ژانر : اجتماعی

تعداد صفحات : ۳۶۲

 

خلاصه رمان همخونه شرقی:

بهار، دانشجو و نخبه‌ رشتۀ ریاضی است. برای ورود به دانشگاه شریف‌ جهت ادامه تحصیلش با مانع بزرگی برخورد می‌کند. پدرش اجازه تحصیل در تهران‌ آن هم مجرد نمی‌دهد و او را مجبور به اطاعت از حکمش می‌کند اما موانع زیادی وجود دارد که بهار درگیر آن‌ها می‌شود.

 

بخشی از صفحه اول رمان همخونه شرقی:

صدای هق‌هق گریه‌اش را با دستانش خفه می‌کرد.

به دور خود بی‌هدف و مستأصل می‌چرخید،

صدای پدرش از دیروز هزاران‌ بار مانند سیلی محکمی به صورتش خورده بود و درد سیلی نخورده تمام وجودش را گرفته بود،

هر بار ناباورانه از خود می‌پرسید:

– چرا؟

گرمای تیرماه بیش‌ از پیش کلافه‌اش می‌کرد، دستی به لبه‌ی روسری‌اش کشید و با کینه‌ای هرچه تمام‌تر روسری‌اش را به سمت تخت‌خواب پرتاب کرد.

نفسش تنگ شده بود، به سمت پنجره بزرگ اتاقش رفت و پیشانی‌اش را روی شیشه گذاشت.

نفس‌هایش بلند شده بود احساس خفگی امانش را بریده بود، هوا می‌خواست، هوای تازه‌ای که نجاتش دهد؛

دست به سمت دستگیرۀ پنجره برد، پنجره‌ی اتاقش را رو به حیاط بزرگ خانه باز کرد.

بجز صدای گنجشک‌هایی که روی درختان انگور جیک‌جیک می‌کردند هیچ صدایی نمی‌آمد.

به حیاط سرسبزشان که نگاه کرد زیر لــ*ب صلواتی فرستاد، نفسی گرفت و به خود امید داد که حتماً راه چاره‌ای هست.

سرش را به سمت اتاقش برگرداند؛ به مدال‌ها، تندیس‌ها و لوح‌های افتخارش خیره ماند، تمام‌شان حاصل بی‌خوابی و تلاشش بودند،

تمام‌شان حاصل حمایت بی‌چون و چرای پدرش بودند و حالا پدرش…

سریع به سمت میز بزرگ اتاقش رفت، تلفن همراهش را از کنار رایانه‌اش برداشت و سریع شماره‌ی حامد را گرفت.

چشمانش را بست و در دل خدا را صدا کرد:

– خدایا خواهش می‌کنم، خدایا کمک.

صدای گرمِ همیشگی حامد برق از چشمانش پراند و بلند گفت:

– سلام حامد جان!

رمان های پیشنهادی دیگر:

دانلود رمان ترک آبنوس از نسترن حمزه

مجموعه شعر درد واژه از آرزو عباسی

دانلود دلنوشته ناله شب از teori

دانلود رمان نیمی از من و این شهر دیوانه از گلناز فرخ نیا

برای این مطلب ( دانلود رمان همخونه شرقی از سمیه سادات هاشمی جزی ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

تاکنون 4 نظر ثبت شده است.

  1. دیالوگ‌ها خیلی بلنده. بعضی جاها واقعا حوصله سربر می‌شه.

  2. با سلام افتخار دادین به خوندنش ممنون از نگاهتون
    رمان بعدیم هم درحال تایپه و رو به حقیقت محور
    به امید خدا بتونم رمان خوبی بنویسم

  3. سلام
    رمان همخونه شرقی بسیار عالی بود، نویسنده قلم زیبایی داشتند خصوصا لزوم احترام و حفظ شان زن را خیلی خوب بیان کردند و داستانی به دور از رؤیاپردازی را نشان دادند.

    من رمان نویسندگان زیادی را خوانده ام ولی پایان این داستان کاملا منطقی و دارای شیرینی خاصی بود.
    منتظر نوشته های دیگر خانم هاشمی عزیز هستم.
    به امید موفقیت هر چه بیشتر ایشان


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.